امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ٢٦٢
مسلمانان را عضوى از «امت واحده» دانست[١] و پيامبر (ص) نيز ميان افراد قبايل مختلف صيغه برادرى خواند و قومگرايى و قبيلهگرى را تعصبى جاهلانه خواند.[٢] پيامبر اكرم (ص) در آخرين مراسم حج، فرمود:
اى مردم! خداى شما يكى است و پدرتان يكى. نه عرب بر عجم برترى دارد، نه عجم بر عرب؛ نه سياهپوست بر گندمگون برترى دارد، نه گندمگون بر سياهپوست؛ مگر به پارسايى و تقوا.[٣]
اما پس از رحلت پيامبر (ص)، بهويژه از اواسط دوره خلافت عثمان، ارزشهاى دوران جاهليت و تعصبات قومى و قبيلهاى دوباره رخ نمود. نقطه اوج اين بازگشت، در دوره امويان بود كه اعرابِ مسلمان بر ساير مسلمانان برترى داده شدند و از مزاياى بيشترى برخوردار گرديدند. «امويان براى تحكيم فرمانروايى خود، مدعى برترى عرب بر مسلمانان ديگر شدند. به همين سبب مسلمانان غيرعرب را در معرض انواع تبعيضها قرار دادند.»[٤]
استاد شهيد مطهرى در اينباره مىگويد:
بعد از وفات پيامبر (ص) مسير اين انقلاب و شكل و محتواى آن تا حدود زيادى عوض گرديد. بدين ترتيب كه از اواخر قرن اول هجرى تلاشهايى آغاز شد تا اين انقلابِ ماهيتاً اسلامى، يك انقلابِ ماهيتاً قومى و عربى تعبير شود.[٥][٦]
[١]. انبياء( ٢١): ٩٢؛ مؤمنون( ٢٣): ٥٢.
[٢]. بنگريد به: فتح( ٤٨): ٢٦.
[٣]. محمدباقر مجلسى، بحار الانوار، ج ٧٣، ص ٢٥٠، ح ١٣.
[٤]. حميد عنايت، سيرى در انديشه سياسى عرب، ص ٤.( با اندكى تغيير)
[٥]. مرتضى مطهرى، پيرامون انقلاب اسلامى، ص ٢٧.
[٦] حسينى فر، رضا، امام خمينى و بيدارى اسلامى، ١جلد، - - -، چاپ: ---، ---.