امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ٢٦٠
ناسيوناليسم را بهعنوان مذهب غيررسمى جامعه جديد غربى معرفى مىكند.[١] در مقابل، گروهى نيز آن را شكل جديدى از بتپرستى و در رديف انديشههاى شركآلود، يا حتى كفرآلود شمرده و با آن به مخالفت برخاستهاند.
براى آنكه بتوانيم در اينباره موضع روشنترى بگيريم، بهتر است از همان ابتدا، حد و مرزهاى بحث را مشخص كنيم:
اگر ملىگرايى بهمعناى علاقه به ملت و تلاش براى آباد ساختن وطن و حفظ آن باشد، بىشك اسلام نهتنها آن را مذموم نمىشمارد، بلكه خود نيز بر آن تأكيد مىكند و آن را عملى ارزشمند و شايسته تقدير مىشمارد. در اسلام، علاقه به وطن، نشانه ايمان دانسته شده و امام على (ع) اشتياق به وطن را از نشانههاى كرامت انسانى مىشمارد.[٢]
اما اگر بيش از اندازه به آن بها داده شود و در برابر ارزشهاى دينى قرار گيرد، و بهعبارتى، ملىگرايى به يك مكتب و ايدئولوژى تبديل شود، بىشك چنين انديشهاى با اسلام ناسازگار خواهد بود؛ خواه همچون برخى از ناسيوناليستهاى عرب، اسلام بهعنوان بخشى از فرهنگ ملى معرفى شود؛ يا همچون ناسيوناليستهاى تركيه و نيز برخى از ملىگرايان ايران، در راستاى ملىگرايى، سياست دينزدايى و بازگشت به باورهاى پيش از اسلام يا بىدينى اتخاذ شود.
آنچه دين بر آن تأكيد مىكند اين است كه در مقام ارزشگذارى، هيچچيز نبايد برتر و بالاتر از دين قرار گيرد[٣] و فلسفه پراكندگى جمعيتها و گوناگونى
[١]. بنگريد به: سيدصادق حقيقت، مسئوليتهاى فراملى در سياستهاى خارجى دولت اسلامى، ص ٢٩.
[٢]. محمدباقر مجلسى، بحار الانوار، ج ٧١، ص ٢٦٤، ح ٣.
[٣]. پيامبر اكرم( ص) در اين زمينه مىفرمايد:« اسلام برترين است و چيزى بالاتر از آن قرار نمىگيرد.»( محمدبن حسن حر عاملى، وسائل الشيعه، ج ٢٦، ص ١٤، ح ١١.)