امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ٢٥٥
مقدمه
در فصلهاى چهارم و پنجم، انديشههاى الهى- سياسى امام را از نفى وضعيت موجود كه حاصل آن برچيدهشدن سلطنت پهلوى و قطعشدن دست بيگانگان از سرنوشت كشور بود، تا تشكيل حكومتى مبتنى بر اسلام، پى گرفتيم. مىدانيم آنچه تاكنون بدان دست يافتهايم، بخشى از جامعه آرمانى امامخمينى است و تا رسيدن به نظامى اسلامى، توسعهيافته و عدالتمحور، هنوز راه درازى پيشِرو است. اما بايد ديد اگر اين آرمانِ بلندِ امام و ملت تحقق يابد و ايران، شاهد حكومتى باشد كه شعار «استقلال، آزادى و جمهورى اسلامى» را با تمام گستره آن، به جهانيان نشان دهد، آيا جامعه آرمانى امام نيز رخ نموده و ايشان چيزى بيش از اين در سر نپروردهاند؟
از گفتهها و نوشتههاى امامخمينى بهدست مىآيد كه تشكيل چنين حكومتى، تنها پيمودن بخش اندكى از راه است و حتى در اين صورت نيز «كشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزهاند.»[١] امامخمينى تشكيل چنين حكومتى را
[١]. همان، ص ٩٣؛ همچنين بنگريد به: همان، ص ٢٠٠ و ٣٢٧.