امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ٢٤٠
بهحساب نمىآيند؛ حاكم اسلامى بايد علاوه بر فقاهت و عدالت، كاردان، شجاع، زيرك، مدير، مدبّر و داراى بينش سياسى و اجتماعى صحيح نيز باشد. بهگفته امامخمينى:
يك مجتهد بايد زيركى و هوش و فراست هدايت يك جامعه بزرگ اسلامى و حتى غيراسلامى را داشته باشد و علاوه بر خلوص و تقوا و زهدى كه در خور شأن مجتهد است، واقعاً مدير و مدبّر باشد.[١]
اين شرايط در اصل پنجم قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران چنين آمدهاست:
در زمان غيبت حضرت ولى عصر- عجل الله تعالى فرجه- در جمهورى اسلامى ايران، ولايت امر و امامت امّت برعهده فقيه عادل و باتقوى، آگاه بهزمان، شجاع، مدير و مدبّر است.[٢]
بنابراين از ميان مجتهدان و فقيهان عادل، تنها كسانى صلاحيت رهبرى جامعه اسلامى را دارا هستند كه از ساير ويژگىها نيز برخوردار باشند. امامخمينى در اينباره مىفرمايند:
مهم، شناخت درست حكومت و جامعه است كه بر اساس آن، نظام اسلامى بتواند به نفع مسلمانان برنامهريزى كند ... و همينجاست كه اجتهاد مصطلح در حوزهها كافى نمىباشد؛ بلكه يك فرد اگر اعلم به علوم معهود حوزهها هم باشد، ولى نتواند مصلحت جامعه را تشخيص دهد و يا
[١]. همان، ج ٢١، ص ٢٨٩.
[٢]. همچنين در اصل يكصد و نهم آمده است:« شرايط و صفات رهبر: ١. صلاحيّت علمى لازم براى افتاء در ابواب مختلف فقه. ٢. عدالت و تقواى لازم براى رهبرى امت اسلام. ٣. بينش صحيح سياسى و اجتماعى، تدبير، شجاعت، مديريت و قدرت كافى براى رهبرى. در صورت تعدد واجدين شرايط فوق، شخصى كه داراى بينش فقهى و سياسى قوىتر باشد مقدم است.»