امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ٢٣٢
... ولايت (حكومت) برتر از ساير احكام است؛ زيرا كليد همه آنهاست و والى، دليل و راهنماى آنها مىباشد.[١]
ويژگى مشترك احكام اوليه و ثانويه اين است كه وضعكننده اين دوگونه قانون و حكم، تنها خداوند است و پيامبر (ص)، امامان (عليهم السلام) و فقها، مأمور به اجراى اين احكام و ابلاغ آن به مردم هستند.
امامخمينى معتقد است در كنار اين دوگونه حكم، خداوند به پيامبر (ص)، امامان معصوم (عليهم السلام) و حاكمان مشروع اسلامى اين حق را داده است تا در چارچوب مصالح عمومى نظام، قوانينى وضع كنند. به چنين قوانينى، «احكام حكومتى» گفته مىشود. بنابراين احكام حكومتى را مىتوان چنين تعريف كرد: «احكام حكومتى احكامى هستند كه حاكم اسلامى به اقتضاى ولايتى كه دارد و مطابق مصلحت، براى اداره كشور و جامعه صادر مىكند.»
ويژگى مهم احكام حكومتى، عمومى بودن، بر طبق مصالح جامعه بودن و صدور آنها از سوى حاكم اسلامى است.[٢] دليل وجود چنين قوانينى، آيات مربوط به اطاعت از پيامبر اكرم (ص) و اولىالامر است؛ اين آيات بيانگر اين حقيقت هستند كه خداوند علاوه بر لزوم پذيرش فرمانهاى الهى، به اطاعت از پيامبر و اولىالامر نيز سفارش كرده است:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُوْلِي الْأَمْرِ مِنْكمْ؛[٣] اى كسانى كه ايمان آوردهايد، خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را [نيز]
[١]. محمدبن يعقوب كلينى، الكافى، ج ٢، ص ١٨، ح ٥.
[٢]. در حالىكه احكام اوليه و ثانويه از سوى خداوند وضع مىشوند.
[٣]. نساء( ٤): ٥٩؛ همچنين بنگريد به: مائده( ٥): ٩٢؛ نور( ٢٤): ٥٤؛ محمد( ٤٧): ٣٣؛ تغابن( ٦٤): ١٢.