امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ٢٠٧
آشناشويم.
مفهوم ولايت فقيه
واژه «فقيه»: فقه در لغت بهمعناى فهميدن و درك كردن است[١] و «تَفَقُّه» يعنى تلاش و كاوش براى فهميدن و دانستن. بنابراين از نظر لغوى، كسى را كه دانا و فهميده باشد فقيه مىنامند.
اما در اصطلاح انديشمندان مسلمان، «فقيه- يا مجتهد- كسى است كه قوانين حقوقى، عبادى، اجتماعى، سياسى و اقتصادى اسلام را با دلايل هريك از آنها بداند و بشناسد.»[٢]
واژه «ولايت»: اگرچه در كتابهاى لغت براى «ولايت» معانى مختلفى همچون دوستى، نزديكى، محبت و يارى ذكر شده است، اما معناى اصلى و محورى «ولايت»، سرپرستى و تصرف است كه يكى از مصاديق روشن آن، حكومت مىباشد. راغب در مفردات آورده است:
وَلاء و توالى، ايجاد حالتى جديد بين دو يا چند چيز است؛ اين نزديكى و حالتِ نو، ممكن است از نظر مكانى، نَسَبى، دينى، دوستى، يارى و اعتقادى باشد. حقيقت ولايت، برعهده گرفتن امر و سرپرستى است و
[١]. واژه« فقه» با واژه« علم» تفاوت ظريفى دارد؛ فقه آن است كه انسان با استفاده از دانستههاى خود، به دانش جديد و اداركى نو دست بيابد؛ درحالىكه در واژه علم، توجهى به دانستههاى پيشين شخص نمىشود.( بنگريد به: حسينبن محمد راغب اصفهانى، المفردات فى غريب القرآن، واژه« فقه».)
[٢]. ابوالفضل شكورى، فقه سياسى اسلام، ص ٥٠، با اندكى تغيير.