امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ٢٠١
ما بناى بر اين نداريم كه يك تحميلى بر ملتمان بكنيم؛ اسلام به ما اجازه نداده است كه ديكتاتورى بكنيم. ما تابع آراء ملت هستيم ... ما حق نداريم، خداى متعال به ما حق نداده است، پيغمبر اسلام به ما حق نداده است كه به ملتمان چيزى را تحميل كنيم.[١]
همچنين ايشان در پاسخ به پرسش نمايندگان رهبرى در دبيرخانه ائمه جمعه سراسر كشور كه از ايشان پرسيده بودند: «در چه صورت فقيه جامعالشرايط بر جامعه اسلامى ولايت دارد؟» بهصراحت فرمودند:
ولايت در جميع صوَر دارد؛ لكن تَولّى امور مسلمين و تشكيل حكومت بستگى دارد به آراى اكثريت مسلمين كه در قانوناساسى هم از آن ياد شده است و در صدر اسلام تعبير مىشده به بيعت با ولى مسلمين.[٢]
بنابراين اگر مردم با كسى كه خداوند او را براى رهبرى جامعه برگزيده است، همراهى نكنند و او را به رهبرى خود نپذيرند، حتى اگر آن شخص حضرت على (ع) هم باشد، از صحنه قدرت كنار مىرود و خود را بر مردم تحميل نمىكند. سفارش پيامبر اكرم (ص) به امام على (ع) در اين زمينه كاملًا راهگشا است:
اى فرزند ابوطالب! ولايت امت من از آنِ تو است؛ اگر پذيرفتند و گرد تو جمع شدند، زمام امور را بهدست گير؛ و اگر اختلاف كردند و سوى تو نيامدند، آنها را در اختلافشان رها كن.[٣]
روشن است كه حكومت جايگزين، مشروعيت الهى ندارد و در فرهنگ دينى
[١]. همان، ج ١١، ص ٣٤.
[٢]. همان، ج ٢٠، ص ٤٥٩.
[٣]. ميرزاحسين نورى، مستدرك الوسائل، ج ١١، ص ٧٨، ح ٦.