امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ١٨٢
تغييرناپذيرى و ثابتقدمى را پيشه كرد. برخى با همين نگاه، ثباتقدم، سازشناپذيرى و عزم راسخ حضرت امام را بهحساب ناآشنايى ايشان با سياست مىگذاشتند.[١] درحالىكه علاوه بر اعتقادات دينى و روح عرفانى امام كه او را از چنين بازىهايى منع مىكرد، يكى از دلايل شيفتگى و عشق مردم به ايشان نيز به همين ثباتقدم و سازشناپذيرى ايشان بازمىگشت. ثباترأى و سازشناپذيرى امام در «توكل»، «دشمنشناسى»، «درايت و دورانديشى سياسى» و از همه مهمتر در استراتژى «عمل به تكليف» ايشان ريشه داشت، نه در عدم درك ساز و كارهاى دنياى سياست.
حضرت امام در دوران طولانى مبارزه، حقيقتاً يك مبارز سرسخت و خستگىناپذير بود. در سختترين شرايط، درست بعد از زمان آزادى امام از حصر چند ماهه و در فضاى تبليغاتى شديدى كه از «رفع سوءتفاهمها» و مصالحه حكومت با امام خبر مىداد، ايشان در نخستين سخنان خود اعلام كرد كه «خمينى را اگر دار [هم] بزنند تفاهم نخواهد كرد!»[٢]
سازشناپذيرى امام، چيزى بود كه بعدها، دوست و دشمن، آن را باور داشتند و امامخمينى را با اين خصيصه كاملًا روشن مىشناختند. لوسين ژرژ، خبرنگار روزنامه فرانسوى لوموند در اين رابطه مىگويد:
آيتالله عزمى راسخ و كامل دارد و درصدد قبول هيچگونه مصالحهاى نيست؛ مصمم است كه در مبارزه خود عليه شاه تا پايان پيش برود.[٣]
برژينسكى، مشاور امنيت ملى كارتر، نيز در كمال سرافكندگى از شكست
[١]. بنگريد به: محمدحسنين هيكل، ايران: روايتى كه ناگفته ماند، ص ٣٩٧ و ٣٩٨.
[٢]. سيدروحالله موسوىخمينى( امام)، صحيفه امام، ج ١، ص ٢٦٩.
[٣]. همان، ج ٣، ص ٣٦٦ و ٣٦٧.