امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ١٧٨
در اواخر جنگ كه تهران، هدف موشكباران و بمباران رژيم عراق قرار گرفته بود، اطرافيان و محافظان امام، هر چه اصرار كردند، نتوانستند امام را راضى كنند به پناهگاه برود؛ استدلال امام اين بود كه چون همه مردم امكان استفاده از پناهگاه ندارند، من نيز استفاده نمىكنم.[١] از نظر مادى نيز زندگى امامخمينى براى مردم جالب بود. زندگى او پيش از آنكه رهبرى نهضت را برعهده گيرد، همچون غالب مردم و در حد متوسط بود.
با شروع مبارزه، زندگى امام از آنچه بود هم سادهتر شد و اين، براى مردم بسيار مهم و معنادار بود. لوسين ژرژ، خبرنگار روزنامه لوموند، خانه و محله امام را در تبعيدگاهش چنين توصيف مىكند:
در پيچ يكى از كوچههاى تنگ نجف كه خانههايش ... سخت بههم فرو رفته است، مسكن محقّر آيتالله خمينى قرار دارد. اين خانه نظير مسكن فقيرترين افراد نجف است. در سه اتاق اين خانه، حداكثر دوازده تن از نزديكان وى حضور داشتند. در اين مسكن محقّر، از قدرت رؤساى شورش و يا رؤساى جبهه مخالف كه در تبعيد بهسر مىبرند، هيچ نشان و علامتى ديده نمىشود و اگر آيتالله خمينى قدرت آن را دارد كه ايران را به حركت درآورد، اين قدرت مسلّماً ناشى از تسلط و اقتدار وى بر افكار مردم ايران است ... اكنون ما در حضور آيتالله در اتاقى دو در سه متر و در خانهاى هستيم كه در دورترين قسمت نجف است.[٢]
پيروزى انقلاب نيز چيزى به دارايىهاى امام نيفزود. اين بخش از زندگى امام نياز به شرح ندارد؛ ديدارى از منزل استيجارى امام در جماران، اتاق كوچك كار و ملاقات ايشان، حسينيه جماران كه محل ملاقاتهاى عمومى امام بود و به
[١]. حميد بصيرتمنش و اصغر ميرشكارى( به كوشش)، فصل صبر، ص ٢٠٤- ٢٠٠.
[٢]. سيدروحالله موسوىخمينى( امام)، صحيفه امام، ج ٣، ص ٣٦٧ و ٣٦٨.