امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ١٦٣
از ديگر اقدامات ضددينى شاه، مىتوان به حمايت او از ساير اديان و فرقهها اشاره كرد. شاه با ميدان دادن به فرقهها و مذاهب مختلف، برآن بود تا به تضعيف اسلام بپردازد؛ از جمله «شاه بدش نمىآمد بهايىگرى در ايران رشد كند و به نيرويى در برابر اسلام تبديل گردد.»[١] و با وجود هشدارهاى ساواك مبنى بر حساسيت مردم نسبت به حضور بهاييان در دربار و دولت، همچنان به رويه خود ادامه مىداد. به همين دليل براى نخستينبار در دولت هويدا، چهار نفر از وزراى او بهايى بودند.[٢] همچنين شاه، به تبع پدر خود، براى مبارزه با اسلام، به تبليغ ناسيوناليسم و ملىگرايى پرداخت و با تبليغ دين زرتشت بهعنوان دين نياكان، اسلام را دين اعراب معرفى كرد. طرح تغيير مبدأ تاريخ ايران از هجرت پيامبراكرم (ص)، به جلوس كوروش بر تخت پادشاهى و آغاز دوره هخامنشيان نيز در همين راستا صورت گرفت.[٣]
٥. مشكل مشترك نظامهاى سلطنتى
امامخمينى، افزون بر مشكلات عديدهاى كه در سلطنت پهلوى مشاهده مىكرد، اساساً با نظام سلطنتى مخالف بود. از نظر امامخمينى «سلطنت و ولايتعهدى همان طرز حكومت شوم و باطلى است كه حضرت سيدالشهدا (ع) براى جلوگيرى از برقرارى آن قيام فرمود و شهيد شد.»[٤] دلايل ايشان براى نفى
[١]. فريده ديبا، دخترم فرح، ص ٣٢١.
[٢]. روحالله حسينيان، چهارده سال رقابت ايدئولوژيك شيعه در ايران، ص ١٠٠.
[٣]. اين طرح در اواخر ١٣٥٤ بهتصويب رسيد و چون بسيارى از تقويمهاى سال جديد بهچاپ رسيده بود، مقرر شد كه از سال ١٣٥٦، سال ٢٥٣٥ شاهنشاهى رسميت يابد. مخالفت جدى مردم با اين طرح سبب شد كه دولت شريفامامى در نخستين عقبنشينى خود در سال ١٣٥٧ تقويم شاهنشاهى را دوباره به هجرى شمسى برگرداند.
[٤]. سيدروحالله موسوىخمينى( امام)، ولايت فقيه، ص ٨.