امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ١٣
انقلابهاى دينى بهسر آمده بود و علىالقاعده چنين انقلابى امكان ظهور نداشت! بههرحال، در ميان بهت و ناباورى و با وجود همه مقاومتها و تلاشهاى غرب و شرق، انقلابى اسلامى، آنهم در سالهاى پايانى قرن بيستم و در يكى از مهمترين و حساسترين نقاط جهان شكل گرفت. اما پيروزى انقلاب اسلامى، پايان ماجرا نبود. پيام اين انقلاب، بيش از پيروزى بر رژيم دستنشانده آمريكا بود؛ در حالىكه آمريكايىها تنها به از دست دادن منافع خود در خاك ايران و منطقه مىانديشيدند و مقامات شوروى نيز تصوير روشنى از انقلاب نداشتند، فرانسه و ايتاليا خيلى زود بخشى از پيام انقلاب را دريافت كردند.
فرانسوا ميتران، دبير كل حزب سوسياليست فرانسه، نخستين كسى بود كه معناى انقلاب اسلامى را دريافت و بلوك غرب و شرق را متوجه خطرى اساسى كرد. او درست دو روز پس از پيروزى انقلاب، در ٢٤ بهمن ١٣٥٧ هشدار داد:
انقلابهايى از نوع انقلاب ايران در كشورهاى همسايه نيز روى خواهد داد! شيعيان زيادى در عراق و در آسياى مركزى در جمهورىهاى شوروى زندگى مىكنند. انقلاب ايران رژيمهاى مرتجع منطقه را زير و رو خواهدكرد.[١]
ميتران اشتباه نكرده بود؛ او انقلاب اسلامى ايران را يك «رستاخيز مذهبى» و نه يك انقلاب سياسى صرف مىديد كه امواج آن، پژواكى جهانى خواهد يافت. حوادث سالهاى بعد، صحت ارزيابى ميتران را نشان داد؛ امواج جهانى انقلاب اسلامى بهسرعت گسترش يافت و حضور خود را بهعنوان واقعيتى انكارناپذير در عرصه جهانى به نمايش گذاشت.
[١]. روزنامه اطلاعات، ٢٤/ ١١/ ١٣٥٧.