امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ١٢
اسلام، نهضتى بزرگ بهراه انداخت. اين قيام نه بر ضد شاهِ ايران- كه او بسيار كوچكتر از آن بود كه هدف نهايى اين مبارزه باشد- بلكه قيامى عليه استعمار و استبداد در سرتاسر عالم بود. اين قيام، مرز و جغرافيا نمىشناخت؛ او خود را شريك غم همه مظلومان عالم مىدانست.
رهبر كبير انقلاب اسلامى پس از سالها مطالعه و ژرفنگرى در مشكلات بشرى و با درك عميقى كه از تحولات جهانى و نيازهاى حقيقى انسان جستجوگر اين عصر داشت، جهان را «تشنه فرهنگ اسلام ناب محمّدى»[١] يافته بود.
فرياد رساى امام براى كل جهان اين بود:
اى مستضعفان جهان! بپا خيزيد و خود را از چنگال ستمگران جنايتكار نجات دهيد. اى مسلمانان غيرتمند اقطار عالم! از خواب غفلت برخيزيد و اسلام و كشورهاى اسلامى را از دست استعمارگران و وابستگان به آنان رهايى بخشيد.[٢]
اين فرياد نه براى غرب آشنا بود و نه براى شرق؛ هيچكدام، ظهور انقلابى خارج از اين دو قطب را باور نمىكردند. انقلابها مىبايست يا وابسته به كمونيسم باشند يا وابسته به ليبراليسم؛ و آنچه در ايران با شعار محورى «نه شرقى، نه غربى» روى داده بود، پيشامدى بس نامنتظره و غريب مىنمود!
آنچه قيام امام و حركت ملت ايران را پيچيدهتر مىكرد اين بود كه تولد اين انقلاب، با هيچيك از انقلابهاى شناخته شده قرن بيستم شباهتى نداشت. اين انقلاب، خاستگاه دينى داشت؛ در حالىكه همه انقلابهاى قرن بيستم و پيش از آن، خاستگاهى مادىگرايانه داشتند. به علاوه، در بحثهاى تئوريك دنيا، دوره
[١]. سيدروحالله موسوىخمينى( امام)، صحيفه امام، ج ٢١، ص ٨٧.
[٢]. همان، ج ١٢، ص ١٦٠.