امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ١١٥
بلكه به اعتقاد امام، «بسيارى از احكام عبادى اسلام [نيز، در حقيقت] عبادى- سياسى است.»[١] براى نمونه، در كلمات امامخمينى مىتوان به تأثيرات سياسى عباداتى چون نمازجمعه و جماعات، حضور در مساجد، مراسم جهانى حج، خمس، زكات و ... اشاره كرد كه در عين عبادى بودن، تأثيرات سياسى فراوانى دارند.
امامخمينى در كتاب حكومت اسلامى مىفرمايد:
بسيارى از احكام اسلام، منشأ خدمات اجتماعى و سياسى است. عبادتهاى اسلام اصولًا توأم با سياست است. مثلًا نماز جماعت و اجتماع حج، در عين معنويت اخلاقى و اعتقادى، حائز آثار سياسى است. اسلام اينگونه اجتماعات را فراهم كرده تا از آنها استفاده دينى شود، عواطف برادرى و همكارى افراد تقويت شود، رشد فكرى بيشترى كنند و براى مشكلات سياسى و اجتماعى خود، راهحلهايى بيابند و بهدنبال آن به جهاد و كوشش دستهجمعى بپردازند.[٢]
اين نكته از نگاه انديشمندان غربى نيز مخفى نمانده است؛ مارسل بوازار، دانشمند فرانسوى مىگويد:
مؤمنين به اسلام، تنها با قواعد زندگى صرفاً اخلاقى و مذهبى خود در جزئيات ريز آشنا نمىشوند؛ بلكه راه مناسبات اجتماعى و اقتصادى نيز در آن ترسيم شده است. اسلام ضمن مراقبت از روح مؤمنين، حيات دنيايى آنها را سازمان داده و از منافع آنها حمايت مىكند ... اسلام نهتنها در انزواى معنوى فرو نمىرود، بلكه درصدد تحقق اين ايدهآل است كه دين و سياست را وحدت بخشد.[٣]
[١]. همان.
[٢]. همو، حكومت اسلامى، ص ٧ و ٨.
[٣]. مارسل بوازار، اسلام و جهان امروز، ص ٦٠؛ همچنين بنگريد به گفته هاكنج، محقق و استاد دانشگاه هاروارد، به نقل از: عبدالكريم بىآزار شيرازى، رساله نوين، ج ٤، ص ١٣٥.