امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ١٠٥
با اين نگاه مىتوان دين را چنين تعريف كرد:
دين مجموعه عقايد، اخلاقيات و قوانين و مقرراتى است كه از سوى خداوند براى هدايت و تأمين سعادت دنيا و آخرت بشر تعيين گرديده و به آنها ابلاغ شده است.[١]
تعريف سياست
«سياست» نيز همچون بسيارى از واژههاى علوم انسانى، گرفتار تعاريف گوناگوناست و همين امر، ما را با مفهوم پيچيده و دشوارى روبهرو كرده است.[٢] آنچه بر اين پيچيدگى مىافزايد مسائل فراوانى است كه جايگاهشان در علوم ديگر است، اما بهگونهاى با سياست پيوند خورده و شناخت حد و مرزهاى سياست را دشوار ساختهاند.[٣] با اين حال مىكوشيم با ذكر برخى تعاريف، با اين واژه بيشتر آشنا شويم:
مفهوم «سياست» در نظر بسيارى از انديشمندان غربى، با مفهوم «قدرت» و «حكومت» گره خورده است. براى مثال، در فرهنگ ليتره[٤] آمده است: «سياست يعنى علم حكومت بر كشورها» و فرهنگ روبرت[٥] نيز سياست را «فن حكومت بر
[١]. از جمله انديشمندان مسلمانى كه دين را عهدهدار سعادت دنيا و آخرت انسان مىدانند، مىتوان به اين بزرگان اشاره كرد: ابنميثم بحرانى، قواعد المرام، ص ١٢٢؛ فاضل مقداد، اللوامع الالهيه، ص ١٦٥؛ وحيد بهبهانى، الفوائد الحائريه، ص ١٠٦؛ محمدرضا مظفر، عقايد الاماميه، ص ٧٣؛ سيد محمدحسين طباطبايى، الميزان، ج ١، ص ٤٠ و ٩٦؛ ج ٢، ص ١٣٠ و ١٤٠؛ ج ٨، ص ٣٠٠؛ سيد ابوالقاسم خوئى، البيان، ص ٦٢ و ٦٦؛ عبدالله جوادى آملى، انتظار بشر از دين، ص ٢٦ و ....
[٢]. عبدالحميد ابوالحمد، مبانى سياست، ج ١، ص ٦.
[٣]. همان، ص ٩.
[٤].Littre .
[٥].Robert .