رساله توضيح المسائل - التبريزي، الميرزا جواد - الصفحة ٣١٩ - احكام حج
باشد كه مجبور نشود به زحمت زندگى كند.
مسأله ٢٠٤٥- كسى كه بدون خانه ملكى رفع احتياجش نمىشود، يعنى به زحمت مىافتد، حج وقتى بر او واجب است كه پول خانه را هم داشته باشد.
مسأله ٢٠٤٦- زنى كه مىتواند مكّه برود، اگر بعد از برگشتن از خودش مال نداشته باشد و شوهرش هم مثلا فقير باشد و خرجى او را ندهد و ناچار شود كه به سختى زندگى كند، حج بر او واجب نيست.
مسأله ٢٠٤٧- اگر كسى توشه راه و مركب سوارى نداشته باشد و ديگرى به او بگويد: حج برو من خرج تو و عيالات تو را در موقعى كه در سفر حج هستى مىدهم، در صورتى كه اطمينان داشته باشد كه خرج او را مىدهد، حج بر او واجب مىشود.
مسأله ٢٠٤٨- اگر خرجى رفتن و برگشتن و خرجى عيالات كسى را در مدّتى كه مكّه مىرود و برمىگردد، به او ببشخند و با او شرط كنند كه حج كند و او قبول نمايد، حج بر او واجب مىشود، اگرچه قرض داشته باشد و در موقع برگشتن هم مالى كه بتواند با آن زندگى كند نداشته باشد.
مسأله ٢٠٤٩- اگر مخارج رفتن و برگشتن و مخارج عيالات كسى را در مدّتى كه مكّه مىرود و برمىگردد به او بدهند و بگويند حج برو، ولى ملك او نكنند، حج بر او واجب مىشود.
مسأله ٢٠٥٠- اگر مقدارى مال كه براى حج كافى است به كسى بدهند و با او شرط كنند كه در راه مكّه به كسى كه مال را داده خدمت بنمايد، حج بر او واجب نمىشود.
مسأله ٢٠٥١- اگر مقدارى مال به كسى بدهند و حج بر او واجب شود، چنانچه حج نمايد، هرچند بعداً مالى از خود پيدا كند، ديگر حج بر او واجب نيست.
مسأله ٢٠٥٢- اگر براى تجارت مثلا تا جدّه برود و مالى بدست آورد كه اگر بخواهد از آنجا به مكّه رود مستطيع باشد، بايد حج كند، و در صورتى كه حج نمايد اگرچه بعداً مالى پيدا كند كه بتواند از وطن خود به مكّه رود، ديگر حج بر او واجب نيست.
مسأله ٢٠٥٣- اگرانسان اجير شود كه مباشرتاً از طرف كس ديگر حج كند، چنانچه خودش نتواند برود و بخواهد ديگرى را از طرف خودش بفرستد، بايد از كسى كه او را اجير كرده اجازه بگيرد.