رساله توضيح المسائل - التبريزي، الميرزا جواد - الصفحة ٣٧٨ - احكام عاريه
احكام عاريه
مسأله ٢٣٥٣- عاريه آن است كه انسان مال خود را به ديگرى بدهد كه از آن استفاده كند و در عوض، چيزى از او نگيرد.
مسأله ٢٣٥٤- لازم نيست در عاريه صيغه بخوانند، و اگر مثلا لباس را به قصد عاريه به كسى بدهد و او هم به همين قصد بگيرد، عاريه صحيح است.
مسأله ٢٣٥٥- عاريه دادن چيز غصبى و چيزى كه مال انسان است ولى منفعت آن را به ديگرى واگذار كرده مثلا آن را اجاره داده، در صورتى صحيح است كه مالك چيز غصبى يا كسى كه آن چيز را اجاره كرده، به عاريه دادن راضى باشد.
مسأله ٢٣٥٦- چيزى را كه منفعتش مال انسان است مثلا آن را اجاره كرده مىتواند عاريه بدهد، ولى اگر در اجاره شرط كرده باشند كه خودش از آن استفاده كند، نمىتواند آن را به ديگرى عاريه دهد.
مسأله ٢٣٥٧- اگر ديوانه و بچّه و مفلس و سفيه مال خود را عاريه بدهند، صحيح نيست، امّا اگر ولى در صورتى كه مصلحت بداند مال كسى را كه بر او ولايت دارد عاريه دهد، اشكال ندارد، و همچنين است اگر خود بچّه با اجازه ولى مال خود را عاريه دهد.
مسأله ٢٣٥٨- اگر در نگهدارى چيزى كه عاريه كرده كوتاهى نكند و در استفاده از آن زيادهروى هم ننمايد و اتفاقاً آن چيز تلف شود، ضامن نيست، ولى چنانچه شرط كنند كه اگر تلف شود عاريه كننده ضامن باشد يا چيزى را كه عاريه كرده طلا و نقره باشد، بايد عوض آن را بدهد.