رساله توضيح المسائل - التبريزي، الميرزا جواد - الصفحة ٢٦٧ - جاهائى كه فقط قضاى روزه واجب است
«اول» آنكه در شب ماه رمضان جنب باشد و به تفصيلى كه در مسأله (١٦٣٩) گفته شد تا اذان صبح از خواب دوم بيدار نشود.
«دوم» عملى كه روزه را باطل مىكند بجانياورد ولى نيّت روزه نكند، يا ريا كند، يا قصد كند كه روزه نباشد، يا قصد كند كارى كه روزه را باطل مىكند انجام دهد.
«سوم» آنكه در ماه رمضان غسل جنابت را فراموش كند و به حال جنابت يك روز يا چند روز روزه بگيرد.
«چهارم» آنكه در ماه رمضان بدون اينكه تحقيق كند صبح شده يا نه، كارى كه روزه را باطل مىكند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده، و نيز اگر بعد از تحقيق با اينكه گمان دارد صبح شده، كارى كه روزه را باطل مىكند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده، قضاى آن روز بر او واجب است، بلكه اگر بعد از تحقيق شك كند كه صبح شده يا نه و كارى كه روزه را باطل مىكند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده بايد قضاى روزه آن روز را بجاآورد.
«پنجم» آنكه كسى بگويد صبح نشده و انسان به گفته او كارى كه روزه را باطل مىكند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده است.
«ششم» آنكه كسى بگويد صبح شده و انسان به گفته او يقين نكند، يا خيال كند شوخى مىكند و كارى كه روزه را باطل مىكند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده است.
«هفتم» آنكه كور و مانند آن به گفته كس ديگر افطار كنند، بعد معلوم شود مغرب نبوده است.
«هشتم» آنكه در هواى صاف بواسطه تاريكى يقين كند كه مغرب شده و افطار كند، بعد معلوم شود مغرب نبوده است. ولى اگر در هواى ابر به گمان اينكه مغرب شده افطار كند، بعد معلوم شود مغرب نبوده، قضا لازم نيست.
«نهم» آنكه براى خنك شدن، يا بىجهت مضمضه كند، يعنىآب در دهان بگرداند، و بىاختيار فرو رود، و همچنين است بنابر احتياط واجب اگر مضمضه براى وضوى غير نماز واجب باشد، ولى اگر فراموش كند كه روزهاست وآب را فرو دهد، يابراى وضوى نماز واجب مضمضه كند و بىاختيار فرو رود، قضا بر او واجب نيست.
«دهم» آنكه كسى از جهت اكراه يا اضطرار يا تقيّه افطار كند، لازم است قضا نمايد و كفّاره