رساله توضيح المسائل - التبريزي، الميرزا جواد - الصفحة ٢٢٢ - نماز مسافر
مسأله ١٣٣٨- محلّى را كه انسان براى اقامت و زندگى خود اختيار كرده وطن او است، چه در آنجا به دنيا آمده و وطن پدر و مادرش باشد يا خودش آنجا را براى زندگى اختيار كرده باشد.
مسأله ١٣٣٩- اگر قصد دارد در محلّى كه وطن اصليش نيست مدّتى بماند و بعد به جاى ديگر رود، آنجا وطن او حساب نمىشود.
مسأله ١٣٤٠- جائى را كه انسان محل زندگى خود قرار داده و مثل كسى كه آنجا وطن او است در آنجا زندگى مىكند مانند اكثر طلّابى كه در حوزههاى علميّه هستند كه اگر مسافرتى براى او پيش آيد، دوباره به همانجا برمىگردد، اگرچه قصد نداشته باشد كه هميشه در آنجا بماند، در حكم وطن او حساب مىشود.
مسأله ١٣٤١- كسى كه در دو محل زندگى مىكند، مثلا شش ماه در شهرى و شش ماه در شهر ديگر مىماند، هر دو محل، وطن او است. و نيز اگر بيشتر از دو محل را براى زندگى خود اختيار كرده باشد، همه آنها وطن او حساب مىشود.
مسأله ١٣٤٢- كسى كه در محلّى مالك منزل مسكونى است و شش ماه متصل با قصد در آنجا بماند، و بعد اعراض كند، وطن حساب نمىشود.
مسأله ١٣٤٣- اگر به جائى برسد كه وطن او بوده و از آنجا صرف نظر كرده، نبايد نماز را تمام بخواند، اگرچه وطن ديگرى هم براى خود اختيار نكرده باشد.
مسأله ١٣٤٤- مسافرى كه قصد دارد ده روز پشتسرهم در محلّى بماند، يا مىداند كه بدون اختيار ده روز در محلّى مىماند، در آن محل بايد نماز را تمام بخواند.
مسأله ١٣٤٥- مسافرى كه مىخواهد ده روز در محلّى بماند، لازم نيست قصد ماندن شب اول يا شب يازدهم را داشته باشد، و همين كه قصد كند كه از طلوع آفتاب روز اول تا غروب روز دهم بماند، بايد نماز را تمام بخواند. و همچنين است اگر مثلا قصدش اين باشد كه از ظهر روز اول تا ظهر روز يازدهم بماند.
مسأله ١٣٤٦- مسافرى كه مىخواهد ده روز در محلّى بماند، در صورتى بايد نماز را تمام بخواند كه بخواهد ده روز را در يك جا بماند، پس اگر بخواهد مثلا ده روز در نجف و كوفه يا در تهران و شميران بماند بايد نماز را شكسته بخواند.