رساله توضيح المسائل - التبريزي، الميرزا جواد - الصفحة ٤٤٢ - احكام وقف
ولى اگر متولّى نداشته باشد و يك طبقه از كسانى كه ملك بر آنها وقف شده، آن را اجاره دهند و در بين مدّت اجاره بميرند، چنانچه طبقه بعدى آن اجاره را امضاء نكنند، اجاره باطل مىشود. و در صورتى كه مستأجر مال الاجاره تمام مدّت را داده باشد، مال الاجاره از زمان مردنشان تا آخر مدّت اجاره را از مال آنان مىگيرد.
مسأله ٢٦٩٧- اگر ملك وقف خراب شود، از وقف بودن بيرون نمىرود مگر آنكه عنوانى را قصد كرده باشد كه آن عنوان از بين برود، مثل اينكه باغ را براى تنزّه وقف كرده باشد كه اگر آن باغ خراب شود وقف باطل و به ورثه برمىگردد.
مسأله ٢٦٩٨- ملكى كه مقدارى از آن وقف است و مقدارى از آن وقف نيست اگر تقسيم نشده باشد، حاكم شرع يا متولّى مىتواند با نظر خبره، سهم وقف را جدا كند.
مسأله ٢٦٩٩- اگر متولّى وقف خيانت كند و عايدات آن را به مصرفى كه معيّن شده نرساند، حاكم شرع امينى را به او ضميمه مىنمايد كه مانع از خيانتش گردد، و در صورتى كه ممكن نباشد مىتواند به جاى او متولّى امينى معيّن نمايد.
مسأله ٢٧٠٠- فرشى را كه براى حسينيّه وقف كردهاند، نمىشود براى نماز به مسجد ببرند، اگرچه آن مسجد نزديك حسينيّه باشد.
مسأله ٢٧٠١- اگر ملكى را براى تعمير مسجدى وقف نمايند، چنانچه آن مسجد احتياج به تعمير ندارد و انتظار هم نمىرود كه تا مدّتى احتياج به تعمير پيدا كند، مىتوانند عايدات آن ملك را به مصرف مسجدى كه احتياج به تعمير دارد برسانند.
مسأله ٢٧٠٢- اگر ملكى را وقف كند كه عايدى آن را خرج تعمير مسجد نمايند و به امام جماعت و به كسى كه در آن به مسجد اذان مىگويد بدهند، در صورتى كه بدانند يا اطمينان داشته باشند كه براى هر يك چه مقدار معيّن كرده، بايد همانطور مصرف كنند. و اگر يقين يا اطمينان نداشته باشند، بايد اول مسجد را تعمير كنند، و اگر چيزى زياد آمد، بين امام جماعت و كسى كه اذان مىگويد بهطور مناسب قسمت نمايند، و بهتر آن است كه اين دو نفر در تقسيم با يكديگر صلح كنند.