رساله توضيح المسائل - التبريزي، الميرزا جواد - الصفحة ٤٤٣ - احكام وصيّت
احكام وصيّت
مسأله ٢٧٠٣- وصيّت آن است كه انسان سفارش كند بعد از مرگش براى او كارهائى انجام دهند، يا بگويد بعد از مرگش چيزى از مال او ملك كسى باشد، يا اينكه چيزى از مال او به كسى تمليك يا صرف در خيرات و مبرّات كنند، يا براى اولاد خود و كسانى كه اختيار آنان با او است، قيّم و سرپرست معيّن كند. و كسى را كه به او وصيّت مىكنند وصى مىگويند.
مسأله ٢٧٠٤- كسى كه نمىتواند حرف بزند، اگر با اشاره مقصود خود را بفهماند، براى هر كارى مىتواند وصيّت كند، بلكه كسى هم كه مىتواند حرف بزند، اگر با اشارهاى كه مقصودش را بفهماند وصيّت كند صحيح است.
مسأله ٢٧٠٥- اگر نوشتهاى به امضاء يا مهر ميّت ببينند، چنانچه مقصود او را بفهماند و معلوم باشد كه براى وصيّت كردن نوشته، بايد مطابق آن عمل كنند. بلكه اگر بدانند كه مقصودش وصيّت كردن نبوده و چيزهائى را نوشته است كه بعداً مطابق آن وصيّت كند، بعيد نيست كه براى وصيّت كافى باشد.
مسأله ٢٧٠٦- كسى كه وصيّت مىكند بايد عاقل باشد و از روى اختيار وصيّت كند، و وصيّت بچه ده ساله براى ارحامش جايز است، و براى غير ارحامش اشكال دارد، و اعتبار سفيه نبودن در نفوذ وصيّت محل اشكال است، و احتياط آن است كه عمل به وصيّت او ترك نشود.
مسأله ٢٧٠٧- كسى كه از روى عمد مثلا زخمى به خود زده يا سمى خورده كه قصد خودكشى داشته، اگر وصيّت كند كه مقدارى از مال او را به مصرفى برسانند، صحيح نيست.