رساله توضيح المسائل - التبريزي، الميرزا جواد - الصفحة ٣٩٣ - مسائل متفرّقه زناشوئى
مسائل متفرّقه زناشوئى
مسأله ٢٤٥٢- كسى كه بواسطه نداشتن زن، به حرام مىافتد، واجب است زن بگيرد.
مسأله ٢٤٥٣- اگر شوهر در عقد شرط كند كه زن باكره باشد، و بعد از عقد معلوم شود كه باكره نبوده و بكارتش به نزديكى مردى با او از بين رفته، بنابر احتياط نمىتواند عقد را بهم بزند، ولى مىتواند تفاوت بين مهر باكره و غير باكره را بگيرد.
مسأله ٢٤٥٤- ماندن مرد و زن نامحرم در محل خلوتى كه كسى در آنجا نيست و ديگرى هم نمىتواند وارد شود، در صورتى كه احتمال فساد برود حرام است، ولى اگر طورى باشد كه كس ديگر بتواند وارد شود، يا بچّهاى كه خوب و بد را مىفهمد در آنجا باشد، يا احتمال فساد نرود، اشكال ندارد.
مسأله ٢٤٥٥- اگر مرد مهر زن را در عقد معيّن كند و قصدش اين باشد كه آن را ندهد، عقد صحيح است ولى مهر را بايد بدهد.
مسأله ٢٤٥٦- مسلمانى كه منكر خدا يا پيغمبر يا معاد يا از فرقههائى بوده باشد كه در مسأله (٢٤٠٦) گفته شد، و يا حكم ضرورى دين، يعنى حكمى را كه مسلمانان جزء دين اسلام مىدانند مثل واجب بودن نماز و روزه، در صورتى كه بداند آن حكم ضرورى دين است انكار كند مرتد مىشود، و احكامى كه در مسائل آينده ذكر مىشود بر او مترتّب است.
مسأله ٢٤٥٧- اگر زن پس از ازدواج به طورى كه در مسأله پيش گفته شد مرتد شود، عقد او باطل مىگردد، و چنانچه شوهرش با او نزديكى نكرده باشد عدّه ندارد، و همچنين است اگر بعد از نزديكى مرتد شود ولى يائسه باشد، امّا اگر يائسه نباشد بايد به دستورى كه در احكام طلاق گفته خواهد شد عدّه نگهدارد، و مشهور آن است كه اگر در بين عدّه مسلمان شود، عقد او به حال خود باقى مىماند، ولى اين حكم محل اشكال است، و البته احتياط ترك نشود، و معناى يائسه در مسأله (١٤١) گذشت.
مسأله ٢٤٥٨- مردى كه مسلمانزاده است اگر مرتد شود، زنش بر او حرام مىشود و بايد به مقدار عدّه وفات كه در احكام طلاق گفته مىشود عدّه نگهدارد.