رساله توضيح المسائل - التبريزي، الميرزا جواد - الصفحة ٤٤٦ - احكام وصيّت
وصيّت كند كه چيزى از مال او بعد از مرگش مال كسى باشد، پس اگر آن شخص بعد از مرگ موصى موجود باشد، وصيّت صحيح والّا باطل است، و آنچه را كه براى او وصيّت كرده، ورثه ميان خودشان قسمت مىكنند.
مسأله ٢٧٢٢- اگر انسان بفهمد كسى او را وصى كرده، چنانچه به اطلاع وصيّت كننده برسانند كه براى انجام وصيّت او حاضر نيست، لازم نيست بعد از مردن او به وصيّت عمل كند. ولى اگر پيش از مردن او نفهمد كه او را وصى كرده، يا بفهمد و به او اطلاع ندهد كه براى عمل كردن به وصيّت حاضر نيست، در صورتى كه مشقّت نداشته باشد، بايد وصيّت او را انجام دهد. و نيز اگر وصى پيش از مرگ موصى، موقعى ملتفت شود كه موصى بواسطه شدّت مرض يا مانعى ديگر نتواند به ديگرى وصيّت كند، بنابر احتياط بايد وصيّت را قبول نمايد.
مسأله ٢٧٢٣- اگر كسى كه وصيّت كرده بميرد، وصى نمىتواند ديگرى را براى انجام كارهاى ميّت معيّن كند و خود از كار كناره نمايد، ولى اگر بداند مقصود ميّت اين نبوده كه خود وصى آن كار را انجام دهد، بلكه مقصودش فقط انجام كار بوده، مىتواند ديگرى را از طرف خود وكيل نمايد.
مسأله ٢٧٢٤- اگر كسى دو نفر را با هم وصى كند و نظرش آن باشد كه هر دو باهم عمل به وصيّت كنند، چنانچه يكى از آن دو بميرد يا ديوانه يا كافر شود، حاكم شرع يك نفر ديگر را به جاى او معيّن مىكند، و اگر هر دو بميرند يا ديوانه يا كافر شوند، حاكم شرع دو نفر ديگر را معيّن مىكند، ولى اگر يك نفر بتواند وصيّت را عملى كند، معيّن كردن دو نفر لازم نيست.
مسأله ٢٧٢٥- اگر وصى نتواند به تنهائى كارهاى ميّت را انجام دهد، حاكم شرع براى كمك او يك نفر ديگر را معيّن مىكند.
مسأله ٢٧٢٦- اگر مقدارى از مال ميّت در دست وصى تلف شود، چنانچه در نگهدارى آن كوتاهى كرده و يا تعدّى نموده، مثلا ميّت وصيّت كرده است كه فلان مقدار به فقراى فلان شهر بده و او مال را به شهر ديگر برده و در راه از بين رفته، ضامن است، و اگر كوتاهى نكرده و تعدّى هم ننموده، ضامن نيست.
مسأله ٢٧٢٧- هرگاه انسان كسى را وصى كند و بگويد كه اگر آن كس بميرد فلانى وصى باشد، بعد از آنكه وصى اول مرد، وصى دوم بايد كارهاى ميّت را انجام دهد.