رساله توضيح المسائل - التبريزي، الميرزا جواد - الصفحة ٣٧٣ - احكام ضامن شدن
آن دو نفر را به تو بدهم، چون معيّن نكرده كه بدهى كدام را مىدهد، ضامن شدن او باطل مىباشد. و همچنين اگر كسى از ديگرى مثلا ده من گندم و ده تومان پول طلبكار باشد و انسان بگويد من ضامن يكى از دو طلب تو هستم و معيّن نكند كه ضامن گندم است يا ضامن پول، صحيح نيست.
مسأله ٢٣٢٤- اگر طلبكار طلب خود را به ضامن ببخشد، ضامن نمىتواند از بدهكار چيزى بگيرد، و اگر مقدارى از آن را ببخشد نمىتواند آن مقدار را مطالبه نمايد.
مسأله ٢٣٢٥- اگر انسان ضامن شود كه بدهى كسى را بدهد، نمىتواند از ضامن شدن خود برگردد.
مسأله ٢٣٢٦- ضامن و طلبكار- بنابر احتياط- نمىتوانند شرط كنند كه هر وقت بخواهند ضامن بودن ضامن را بهم بزنند.
مسأله ٢٣٢٧- هرگاه انسان در موقع ضامن شدن بتواند طلب طلبكار را بدهد اگرچه بعد فقير شود، طلبكار نمىتواند ضامن بودن او را بهم زند و طلب خود را از بدهكار اول مطالبه نمايد، و همچنين است اگر در آن موقع نتواند طلب او را بدهد ولى طلبكار بداند و به ضامن شدن او راضى شود.
مسأله ٢٣٢٨- اگر انسان در موقعى كه ضامن مىشود نتواند طلب طلبكار را بدهد و طلبكار عدم توانائى او را نمىدانسته بخواهد ضامن بودن او را بهم بزند، اشكال ندارد، ولى در صورتى كه ضامن پيش از اينكه طلبكار ملتفت شود قدرت پيدا كرده باشد، بهم زدن جايز نيست.
مسأله ٢٣٢٩- اگر كسى بدون اجازه بدهكار ضامن شود كه بدهى او را بدهد، نمىتواند چيزى از او بگيرد.
مسأله ٢٣٣٠- اگر كسى با اجازه بدهكار ضامن شود كه بدهى او را بدهد، مىتواند مقدارى را كه ضامن شده پس از دادن از او مطالبه نمايد، ولى اگر بجاى جنسى كه بدهكار بوده جنس ديگرى به طلبكار او بدهد، نمىتواند چيزى را كه داده از او مطالبه نمايد، مثلا اگر ده من گندم بدهكار باشد و ضامن ده من برنج بدهد، نمىتواند برنج را از او مطالبه نمايد، ولى ظاهر آن است كه ده من گندم را مىتواند مطالبه كند، امّا اگر خودش راضى شود كه برنج بدهد اشكال ندارد.