متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٨٢ - مباحث نبوّت و شريعت
معجزه ميگويند.
دانشمندان علم كلام معجزه را چنين تعريف كردهاند.
معجزه كاريست فوق عادت (و داخل امكان) كه پس از ادعاى منصب نبوّت صورت ميگيرد و بشر از انجام مثل آن عاجز است و كار مذكور مقرون به تحدى مىباشد يعنى بمردم ميگويد، اگر ادعايم را قبول نداريد بيائيد مانند اين كار را شما هم بجا آوريد.[١]
بلى خداوند بايد بصاحبان منصب الهى قدرتى عطا فرمايد كه در مواقع لازم اعمال خارق العادهاى را انجام دهند تا مردم بفهمند كه آنها در دعوى خود صادقند.
مثلا ملّت همه ميفهمند كه راديو تحت اختيار حكومت است.
ممكن نيست گوينده و ناطق راديو از طرف خود برخلاف نظريهى حكومت اخبار را نشر كند و تكذيب و بلكه مجازات نشود، و بنابر اين وقتى در راديو اعلان مىشود فلان شخص مثلا بوزارت داخله منصوب شد همه قبول ميكنند كه شخص مذكور از طرف حكومت مؤظف شده و اوامرش را قانونى ميپندارند.[٢]
[١] شايد پيغمبر قدرت انجام دادن معجزه را نداشته باشد بلكه معجزه مذكور تنها بارادهى خداوند در موقع خواهش پيغمبرش انجام گيرد اين احتمال باصول اسلامى و عقلى بهتر سازگار است.
[٢] اتفاقا اين مثال را عصر روز ٥٢/ ٤/ ٥٣ نوشتم فردا صبح راديوى افغانستان زوال رژيم سلطنت و آغاز نظام جمهورى را در كشور اعلام كرد،-- هيچكس فكر نكرد كه اين اعلام نظر خصوصى گويندهى راديو يا بعضى از اشخاص معمولى ديگرى بوده كه صهوا يا عمدا منتشر شده، بلكه همه فهميدند قبل از اعلان مذكور قدرتى بهم رسيده و حكومتى تشكيل شده كه به فرمان وى چنين اعلاميهاى نشر يافته است.