متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٠ - تناقض، و ماركسيست هاى ديالكتيكى
باشد كه حرف تمام نشده باران مىايستد. اين جمله ما در وقت شروع صحيح بوده است و تنها بعدا تبديل باشتباه شده است.
ژرژ رجزخوانى ميكند و بخيال خود او و ماركس و لنين درين سخنان كشف تازهاى نمودهاند ولى آنها درين مثال وحدت زمان را فراموش كردهاند، زيرا استناد (گرفت) به (باران) اگر بلحاظ زمان باريدن باشد جمله مذكور تا ابد صحيح ميباشد زيرا در همان زمان باران گرفته بود و اگر بلحاظ غير آن زمان- كه زمان نباريدن باشد- بوده جمله مذكور در موقع شروع و تلفظ نيز غلط بوده، پس محال است كه اين جمله هم صحيح باشد و هم غلط، ژرژ سپس كار را برسوائى ميكشاند و گوئى كه در حال بيهوشى سخن رانده، او ميگويد:
به سيبى كه روى زمين افتاده ميگوئيم چه سيب رسيدهاى، و حال آنكه چنديست كه اين سيب روى زمين مانده و شروع بگنيدن كرده است .. علوم نمونههاى چندى بما نشان ميدهد قوانينى كه سالهاى متمادى بعنوان حقيقت شناخته ميشده در يك آن بموازات پيشرفتهاى علمى بصورت خطا درآمده است.[١]
مىبينيد كه دياليكتيك بر خرافات بنا شده كه اشتباهات فكرى مردم را با تناقض و تضاد اشياء فرقى نمىگذارد. نگارنده با كمال اطمينان و انصاف ادعاء دارد كه كتاب ژرژ همهاش غلط و ياوه است و
[١] ص ١٦٣ اصول مقدماتى فلسفه