متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤١ - تناقض، و ماركسيست هاى ديالكتيكى
هيچ استدلال فلسفى در آن بكار نرفته است.
مخترعين فلسفه خيالى دياليكتيك اختلاف عوامل و تضاد استعدادات درونى اشياء را كه همه كس متوجه آنست بتناقض فلسفى اشتباه نمودهاند و از وقوع آنها وقوع دومى را نتيجه گرفتهاند در حاليكه اين دو تضاد به هم هيچ ربطى ندارد مانند شير (مايع آشاميدنى) و شير (حيوان درنده) لذا بايد باينها گفت،
آن يكى شير است آدم ميخورد و آندگر شير است آدم ميدرد بلى تقضاد عوامل و استعدادها امريست مسلّم، ولى اين آقايان از آن استفاده نمودهاند و ميگويند:[١]
سوسياليسم نفى كاپيتاليسم (سنتز).
كاپيتاليسم نفى فؤداليسم (انتىتز).
فؤداليسن نفى دوره غلامى. و البته كه فؤدالى در حدّ ذات خود (تز) ميباشد.
ولى اگر سوسياليسم را (تز- حكم) قرار دهيم قهرا (انتىتز- نفى حكم) آن كمونيسم است و اگر از (سنتز- نفى نفى) آن سؤال شود مسلّما جوابى داده نخواهد شد زيرا آنها نمىخواهند تصور كنند كه كمونيسم نيز يك مرحله گذران است، نه جاويدان، تمام حقّه بازيهاى آنها براى ايمان آوردن مردم به كمونيسم خيالى است و لذا آنها بر زبان آوردن ضد كمونيسم (سنتز) را جائز نمىدانند.
[١] ص ٦٨ كتاب مذكور