افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٥ - ضوابط تفسيرى
او بر جمع كردن همه منقولات معتبر و غير معتبر باشد، از مقصود كتاب خدا به دور مىرود و به جهل مركب مبتلا مىشود.
به هر حال شأن نزول، غالباً نمىتواند عموم يا اطلاق آيه را به قيد نمايد، هر چند براى تفسير آيه مفيد واقع مىشود.
٥- گاهى شهرت يك مفسر و بيان شيرين او، و يا قدمت عصر او و يا بزرگى حجم كتاب تفسير او و يا مقام عالى او در يك علم، باعث اعتماد اهل علم متوسط به نظريات و آراى او مىگردد، و متوجه نمىشوند كه تفسير صحيح و مطلق آراى علمى ربطى به اين امور ندارد و بايد اقوال علمى در پناه قواعد علمى مربوط به همان علم مورد ارزيابى قرار گيرد، و گرنه اين گونه اعتمادها جز تقليد بىارزش چيزى نيست. و تفسير قرآن بالخصوص بايد با احتياط علمى كامل صورت گيرد و حتى مفسر بايد تحت تأثير عقايد مذهبى خود در تفسير قرآن قرار نگيرد. بلكه عقايد مذهبى خود را بر مدلول كتاب قرار دهد.
٦- اگر ظهور آيهاى با عقل صريح يا با علوم تجربى به طور قطعى در تعارض افتد بايد از آن ظهور دست برداشت و آن را غير مراد حق تعالى دانست، مانند آياتى كه ظهور در جسميت آفريدگار دارد، و يا پارهاى از آياتى كه قلب فيزيكى را داراى اوصاف نفسى معرفى مىكند، زيرا حجيت نقل، متفرع بر عقل است. و اصل به خاطر فرع باطل نمىشود و گرنه فرع هم به بطلان اصل، باطل مىگردد.
بيفزاييم كه ظهور فى حد نفسه مفيد ظن است، وقتى با دليل قطعى معارض مىشود، از او ظن حاصل نمىشود، و طريقيت خود را به سوى معانى ديگر از دست مىدهد.
ولى چنين آياتى را نمىتوان بدون دليل معتبر تأويل برد كه تأويل به رأى است و ممنوع، و اين قانون در ظهور روايات نيز جارى مىشود، مثلًا خدا دست ندارد، ظاهر آيه مباركه: يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ، (البته مراد نيست، اگر يد را به مجرد اين كه ظاهر لفظ مراد نيست و بدون