افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٦ - ضوابط تفسيرى
دليل ديگر به قدرت تفسير كنيم، تفسير به رأى است و غير جايز، تأويل دليل معتبر ديگرى مىخواهد و به تعبير علمى، مخالفت ظهور يا دليل علمى يا عقلى، تنها جهت سلبى دارد و آن اين كه ظاهر آيه با حديث مراد نيست، و جهت ايجابى ندارد، كه مراد آيه فلان چيز است، مگر اين كه دليل معتبر شرعى ديگر بر آن دلالت كند).
و اگر خبر واحد صحيح السند با آيه قرآن تعارض نمايد، روايت مذكور از حجيت ساقط مىشود، زيرا حجيت خبر واحده موقوف بر عدم مخالفت آن با ظاهر يا نصوص قرآن است، و اين موضوع در خود احاديث تصريح شده است.
٧- بعضى از دانشمندانى كه با مسائل فلسفى و يا كلامى انس بيشتر دارند، در تفسير آيات به همان جهت تمايل پيدا مىكنند، بعضىها علاقه دارند، آيات قرآن را بدون در نظر داشت قالب دلالى و ظهور لفظى بر علوم روز تطبيق كنند، تا خدمت به دين كرده باشند!
همه اينها اشتباه و گمراهكننده است و شخص محقق بايد از آنها بپرهيزد. كه دروغ و افترا بر خداوند است. آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ.
بعضىها كه به عرفان علاقه دارند، آيات كريمه كتاب الهى را به دور از قالب الفاظ و دلالت لغوى آنها، طبق دلخواه خيالات خود، تطبيق مىكنند. زهى گمراهى.
٨- بعضى از مفسرين پايبند به يافتن ارتباط عرفى بين آيات قرآن مجيدند. و جمعى در پى بيان ارتباط بين سورههاى قرآن مجيد مىباشند.
واقعيت اين است كه چنين تلاشى بيهوده است، ارتباط بين آيات گاهى وجود دارد و گاهى نه، و اما ارتباط بين سورهها، غالباً مفقود است و بايد بدانيم مراد از ارتباط پيوندى است كه عرف عام آن را بپسندد و مجرد ابداى احتمالات دور، كافى نيست و گر نه هر دو جمله نامربوط، به هم مربوط مىشود.