آشنايى با حديث - استادان دانشكده علوم حديث - الصفحة ٣٦ - روانْ درمانى
اسلامى در باب اقتصاد، مديريت، جنگ، روانشناسى، جامعهشناسى، پزشكى و مانند آن باشيم. مهم اين است كه آموزههاى دينى، چنين قابليتى را دارند و در اين ميان، آنچه لازم است، تلاش پيگيرِ پژوهشگران علوم انسانى و علوم طبيعى در باره اين بخش از معارف دين است.
روانْدرمانى
در دورههاى نخست روانشناسى، رفتارگرايى، حاكم بود كه حتّى منشأ شناخت و احساس انسان را نيز رفتار وى مىدانستند و براى تغيير رفتار نيز معتقد بودند كه بايد از رفتار، شروع نمود و بر همين اساس، «رفتارْ درمانى» را بنا نهادند. در اين دوره، آموزههايى از دين كه براى تغيير رفتار انسان، بر اصلاح شناخت و تقويت معنويت، تأكيد داشتند، غيرعلمى دانسته شده، فقط در حدّ موعظه و نصيحت، اهمّيت مىيافتند. با انجام گرفتن تحقيقات جديد، داشنمندان به نقش محورى شناخت در رفتار و احساس، آگاه شدند و «شناختْ درمانى»، پا به عرصه نهاد. بر اساس اين روش، بيمارىهاى روانى، منشأ شناختى دارند و لذا راه درمان آنها نيز اصلاح و تغيير شناختِ فرد است. برخى نيز با تركيب اين دو، «رفتار درمانى- شناختى» را مبناى كار خود قرار دادند. پس از اين و در تكميل تحقيقات، روش ديگرى به نام «معنويتْدرمانى» مطرح شد. بر اساس اين روش، منشأ پارهاى از اختلالات و بيمارىهاى روانى، خلأ معنويت است. لذا با استفاده از تقويت معنويت، مىتوان به درمان آنها پرداخت.
اين در حالى است كه هر سه روش مورد اشاره را در متون دينى مىتوان يافت. براى نمونه، در باب درمان تكبّر، گاه از انجام دادن امورى كه متكبّر از آنْ گريزان است، ياد شده، كه يك روشِ رفتارى است،[١٨] و گاه از تفكر در عظمت خداوند و
[١٨]. گاه برخى متكبّران، از انجام دادن كارهاى شخصى خود و يا اقدام به كارهايى كه به نظر آنها پست دانسته مىشود، خوددارى مىكنند. در احاديث، براى درمان تكبّر، انجام دادن اين گونه امور به وسيله خود فرد، از راههاى درمان تكبّر ياد شده است، مانند: حمل نيازهاى خانواده و آنچه را از بازار خريده است، دوختن لباس و وصله زدن كفش.