آشنايى با حديث - استادان دانشكده علوم حديث - الصفحة ٢٧٨
بنگر چه مىگويد، منگر كه مىگويد.[٦٠٩]
اين سخن زيبا و متين، در جايى به كار گرفته مىشود كه كسى، سخن حق را به اين بهانه كه گوينده آن را دوست نمىدارد يا با آن مخالف است، نشنود يا آن را سبُك شمارد. بنا بر اين، پيام اين حديث ارجمند- كه اكنون، در شمار مَثَلهاى رايج زبان فارسى به حساب مىآيد-، آن است كه بايد سخن حق و صادق را پذيرفت و كارى نداشت كه چه كسى آن را مىگويد.
همچنين امام على (ع) در نهج البلاغة مىفرمايد:
مَن استَقبَلَ وُجوهَ الآراءِ، عَرَفَ مَواقِعَ الخَطَاءِ.[٦١٠]
كسى كه به استقبال انديشههاى گوناگون رود، جايگاههاى خطا را مىشناسد.
٣. الجارُ، ثمَّ الدار
معناى اين عبارت، چنين است: «اوّل همسايه، سپس خانه». اين سخن، در جايى به كار برده مىشود كه قصد بيان اهمّيت همسايگان و اولويت قائل شدن براى آنها را دارند. بسيارى از فارسىزبانان، اين حديث را هنگام خريد يا اجاره خانه نيز به كار مىبرند و مرادشان، آن است كه اوّل، بايد از خوب بودن همسايهها، مطمئن شد و سپس، خانه را خريد يا اجاره كرد.
يكى از دو سبب ورود اين حديث ارجمند، نيز همين معنا را ثابت مى كند. در كتاب الجعفريات آمده است كه مردى نزد پيامبر خدا (ص) آمد و گفت كه قصد خريد خانه دارد، اما نمىداند در كجا و ميان چه قبيلهاى آن را تهيه كند. پيامبر اكرم (ص) به او فرمود: «الجار، ثمّ الدار»؛ اوّل همسايه، سپس خانه.[٦١١]
سبب ورود ديگر اين حديث از امام حسن مجتبى (ع) چنين نقل شده است:
شبى مادرم] فاطمه (س) [تا نزديك سحر، مشغول نماز و دعا بود. من در بستر بودم و مىشنيدم كه او براى آشنايان و همسايگان، دعا مىكند و يكايكِ آنها را نام
[٦٠٩]. ر. ك: امثال و حكم، ج ١، ص ٤٦٩.
[٦١٠]. نهج البلاغة، حكمت ١٧٣.
[٦١١]. الجعفريات، ص ١٦٤.