آشنايى با حديث - استادان دانشكده علوم حديث - الصفحة ١٣٨ - بديهيات عقلى و حسّى
معيارهاى نقد حديث
ما در نخستين برخورد با حديث، مانند هر آگاهى تازه وارد شده به ذهن، آن را با دانستههاى پيشين و باورهاى استوار خود، مقايسه مىكنيم و در صورت تأييد و يا دست كم، مخالف نبودن با آنها، دانسته جديد را در كنار آنها مىنشانيم. امّا اگر نتيجه اين مقايسه، ناسازگارى و مخالفت با پيشدانستهها و باورهايمان باشد، ديگر نمىتوانيم به آن اعتماد كنيم، مگر آن كه آن ناسازگارى به گونهاى از ميان برود؛ يا حديث تازه واردى را درست ندانيم و آن را كنار بگذاريم و يا در پيشدانستههاى خود، ترديد كنيم و به نادرستى آنها پى ببريم. بر اين پايه، اگر بخواهيم به نادرستى حديثى اطمينان بيابيم، ابتدا بايد از درستى آن دسته از باورها و دانستههايى كه حديث را با آنها مىسنجيم، مطمئن شويم و سپس، ناسازگارى حديث را با آنها نشان دهيم. اگر دانستههاى پيشين، چنان قابل اعتماد باشند كه بتوانند در برابر هر نكته نادرستى، بايستند و حتّى از نام حديث داشتن اين آگاهى تازهوارد نهراسند، آنگاه نام آنها را «معيار نقد» مىنهيم. معيارها بايد مانند يك تراز، چنان استوار و راست و درست باشند كه كژى هر چيزى را به ما بنمايانند و مسئله اصلى، اطمينان يافتن به اين درستى و استوارى است. خوشبختانه، ما چند معيار استوار قابل اعتماد براى بررسى حديث، در دسترس داريم كه در قالب دو بخش به آنها اشاره مىكنيم.
بديهيات عقلى و حسّى
عقل، بزرگترين هديه الهى به انسان است. انسان، در پرتو عقل، از ديگر موجودات خلقت، متمايز مىشود و شناختى ژرف نسبت به واقعيت اين جهان و بخش بزرگى از هستى مىيابد. بشر، در پرتو عقل، راه خدا را در دنيا مىبيند و به رهنمودهاى او، پى مىبَرَد. عقل، ياور انسان در بهرهگيرى از پيامهاى خدا براى زندگى بهتر و پاكيزهتر است و عقل فطرى، مىتواند ميان پيامهاى خدايى و شيطانى، تفاوت بگذارد. خِرد ناب و دست نخورده بشر، بسيارى از راستىها و ناراستىها را با هم مىسنجد و سپس، ردّ و قبول آنها را به انسان، توصيه مىكند و هرگاه از درك اين تفاوت، ناتوان شود، صادقانه، به عجز خود، اقرار و از صادر نمودن حكم، خوددارى مىكند.