آشنايى با حديث - استادان دانشكده علوم حديث - الصفحة ٨٧ - منابع بحار الأنوار
بدون آن كه متن روايات آن كتابها را نقل كند، در ذيل عناوين موضوعات، به ذكر نشانى روايت در هر كتاب، بسنده كرد. تدوين اين فهرست، در سال ١٠٧٠ هجرى به پايان رسيد.
علّامه، پس از مدّتى به دليل مشكلاتى كه در استفاده از اين اثر براى مشاهده روايات يك موضوع وجود داشت، تصميم گرفت تا با استفاده از اين فهرست، به جاى ذكر آدرس و شماره روايت، متن كامل آن را نقل كند و علاوه بر آن ده كتاب، از منابع ديگر روايى نيز بهره گيرد. شيوه علّامه، چنين بود كه بر اساس فهرست ياد شده، ابتدا بابهاى كتاب را مشخّص و سپس، روايات را در ذيل عناوين ابواب، درج مىكرد. اين، تصميمى بود كه به تأليف بزرگترين مجموعه حديثى شيعه، يعنى بحار الأنوار، منجر شد.
منابع بحار الأنوار
در تأليف بحار الأنوار، از منابع بسيارى استفاده شده است. مرحوم مجلسى، در مقدّمه كتاب خود، ابتدا نام ٣٧٨ اثر شيعه را به عنوان مصادر بحار الأنوار، آورده[٨٦] و سپس، ٨٥ منبع از اهل سنّت را نيز نام برده كه در تدوين كتاب خود، از آنها استفاده كرده است.[٨٧] اين منابع، از حيث تنوّع موضوعات، بسيار گستردهاند و شامل كتب حديث، فقه، اصول، تفسير، رجال، انساب، تاريخ، كلام، فلسفه و لغت مىشوند. بخش قابل توجّهى از اين منابع، به منظور شرح و تبيين رواياتِ مورد استفاده قرار گرفته است.
شيوه چينش مطالب در بحار الأنوار بسيار متأثّر از كتاب الكافى است. البته تفاوتهايى هم در اين بين ديده مىشود، از جمله اين كه علّامه، برخى ابواب و موضوعات را براى اوّلين بار به صورت مستقل، مطرح كرده است، مانند «كتاب العدل و المعاد»، «كتاب السماء و العالم» و «كتاب قصص الأنبياء».
[٨٦]. در بين اين منابع، به غير از كتاب شهاب الأخبار، بقيه كتب، كاملًا شيعى هستند. علّامه مجلسى، قاضى نعمان بن محمّد. صاحب دعائم الإسلام را هم شيعه مىداند.
[٨٧]. از اين ٨٥ منبع، بيست مورد، كتب لغت، سيزده مورد، كتب شرح احاديث و ٥٢ مورد، كتب حديث، تاريخ و ... از اهل سنّت است.