آشنايى با حديث - استادان دانشكده علوم حديث - الصفحة ٢١١ - پيوستگى و همبستگى
پيوستگى و همبستگى
عبد الهادى مسعودى
جوانى، فصل پيوند است و با هم زيستن. ما تنها آمدهايم اما تنها نيستيم و از تنهايى لذت نمىبريم. ما به مردم نياز داريم و آنان به ما. همه ما از بدو تولّد، پدر و مادر و خواهر و برادر و يا برخى از اينها را در كنار خود مىبينيم و اندك اندك، همسالان و همسايگان و همكلاسان و هم گروهىها و بسيارى از همهاى ديگر را، در نزديكى خود مىيابيم.
در بيرون از خانواده، ما با همسايگان و دوستان زندگى مىكنيم. همشاگردىها و معلمان نيز در اوقات و سالهاى تحصيل، در كنار ما هستند، و براى برخى از ما پيشمىآيد كه در موقعيتهاى شغلى و تحصيلى و محل زندگى، با افرادى ديگر نيز برخورد كنيم.
در اين ميان، يكى از ما در دل ديگران جاى مىگيرد، همه ما او را دوست داريم و به او محبت مىورزيم، با او راحتتر مىگوييم و مىشنويم و آسانتر ارتباط برقرار مىكنيم. گاه اسرار نهان خود را از پدر و مادر و خويش و نزديك، پوشيده مىداريم، اما با او در ميان مىگذاريم. او، سنگ صبور ما مىشود و مايه تسكين روحى همه. نه ما از او مىرنجيم و نه او از ما مىرنجد.
در اين جا، بنا داريم به راهكارهاى استوارسازى و سالم نگاه داشتن اين ارتباط بپردازيم و نيز آداب آن را از ديدگاه كسانى ارائه كنيم كه خود، سالمترين، عميقترين و استوارترين ارتباطها را با ديگران پىريزى كردهاند و بسيارى از بزرگان تاريخ، شيدايىترين پيوندها را با آنها داشتهاند.