آشنايى با حديث - استادان دانشكده علوم حديث - الصفحة ١١٢ - ١ صَعصَعة بن صوحان، سخنورِ ولايت مدار
در دهم جمادى اوّل سال ٣٧ هجرى، امام على (ع) تصميم گرفت تا وصيتنامهاى را براى فرزندان، پيروان و آيندگان بنويسد. امام براى اين منظور، چهار تن از بزرگان را به عنوان شاهد بر وصيت خويش برگزيد كه يكى از آنها، صعصعة بن صوحان بود،[١٤٥] و اين، افتخارى بزرگ براى او به حساب مىآيد.
پيروى از حق و ولايتمدارى وى، سبب گشت تا همواره، در مقابل دشمنان، شجاعانه بِايستد و در دفاع از امير مؤمنانْ به زيبايى سخن گويد. سخنان شيوا و رساى او حتّى دشمنان را به اعجاب، وامىداشت. روزى پاسخ عمرو بن عاص را چنان نيكو بيان داشت كه عمرو بن عاص، به بيان او، حسادت ورزيد و در پاسخش، در مانْد. معاويه به عمرو گفت: بينىات به خاك ماليده شد![١٤٦]
او بارها با معاويه، احتجاج كرد. يكبار نيز معاويه، آنچنان از حاضرجوابى و سخنان نغز او، شگفتزده شد كه همان جا گفت: به خدا سوگند، دوست داشتم كه از نسل او بودم!
آن گاه، رو به بنى اميه كرد و گفت: مرد، بايد چنين باشد![١٤٧]
جاحِظ، يكى از اديبان نامور عرب، بر اين باور بود كه صعصعة بن صوحان، در فنّ خطابه، از همه عربها، پيشتاز بوده است و بالاترين دليل را بر اين مدّعا را اين مىدانست كه او در حضور امام على (ع) و يا به درخواست ايشان، سخنرانى مىكرد.[١٤٨] به عبارت ديگر، او را بايد پدر تمام خطيبان عرب دانست.
از خدمتهاى شايسته او، گزارش تاريخى جريانات جنگ صفّين.[١٤٩] و نقل سفارشنامه على (ع) به مالك اشتر است.[١٥٠] اين سفارشنامه، حكم مأموريت مالك اشتر
[١٤٥]. الكافى، ج ٧، ص ٥١، ح ٧.
[١٤٦]. ديوان المعانى، ج ٢ ص ٤١؛ دانشنامه امير المؤمنين، ج ١٢، ص ١٦٩، ح ٦٥٥٨.
[١٤٧]. مروج الذهب، ج ٣، ص ٤٧؛ دانشنامه امير المؤمنين، ج ١٢، ص ١٦٨، ح ٦٥٥٦.
[١٤٨]. البيان والتبيين، ج ١، ص ٣٢٧ و ص ٢٠٢؛ دانشنامه امير المؤمنين، ج ١٢، ص ١٦٠.
[١٤٩]. وقعة صفّين، ص ٤٥٧ و ٤٦٠؛ دانشنامه امير المؤمنين، ج ١٢، ص ١٦٠.
[١٥٠]. رجال النجاشى، ص ٢٠٣، ش ٥٤٢.