آشنايى با حديث - استادان دانشكده علوم حديث - الصفحة ٤٤ - اهمّيت ميراث مكتوب
اهمّيت ميراث مكتوب
جريانشناسى تاريخ حديث شيعه، بيانگر اهمّيت نگارش در ميان طرفداران اهل بيت (عليهم السلام) است، در حالى كه جريان خلفا، بنا بر هر دليلى، از نگارش احاديث پيامبر (ص) ممانعت مىكردند و حتّى در مواردى، از نقل سخنان پيامبر (ص) هم باز مىداشتند؛[٣٧] ولى پيامبر (ص) و جانشينان معصومش، همواره بر نگارش احاديث، پافشارى مىكردند. در روايتى از پيامبر (ص) مىخوانيم:
قَيّدوُا العِلمَ بِالكِتابِ.[٣٨]
دانش را با نوشتن، به بند كشيد.
همچنين هنگامى كه ابو شاة يمنى، يكى از سخنرانىهاى پيامبر (ص) را پس از فتح مكّه شنيد، از ايشان درخواست كرد كه آن سخنان را برايش بنويسد، پيامبر (ص) به ياران خود فرمود:
اكتُبوا لأَبىشاة![٣٩]
[سخنانم را] براى ابو شاة بنويسيد!
پس از پيامبر (ص) در دوران امير مؤمنان على (ع)، كاتبان رسمى و غير رسمى، به گردآورى سخنان پيامبر (ص) و امامان (عليهم السلام) پرداختند و از اين رو، ميراث حديثى شيعه، بر خلاف ميراث حديثى مكتب خلفا، از آغاز با نگارش همراه شد و شاگردان مكتب اهل بيت (عليهم السلام) با همه سختىها و ناملايمات، بسيارى از نگاشتهها را ثبت كردند و به نسل جديد، منتقل نمودند.
[٣٧]. پس از رحلت پيامبر، خليفه اوّل و دوم، به بهانه پيشگيرى از آميختگى قرآن و حديث، از نگارش احاديث پيامبر جلوگيرى كردند. اين دوره را دوره« منع تدوين حديث» مىنامند كه تا حدود سال ١٠٠ هجرى ادامه داشت. به نظر مىرسد كه مهم ترين انگيزه طرّاحان منع تدوين، از حجّيت انداختن كلام پيامبر بوده است. به هر روى، اين ممنوعيت صدمات جبران ناپذيرى به احاديث اهل سنّت وارد كرد.
[٣٨]. تحف العقول، ص ٣٦.
[٣٩]. مسند ابن حنبل، ج ٢، ص ٢٣٨.