آشنايى با حديث - استادان دانشكده علوم حديث - الصفحة ١٤٣ - آسيب شناسى نقد حديث
در جعل حديث و انتساب دروغين سخنانى به ظاهر حديثگونه را به پيامبر اكرم مىفهميدند. امامان (عليهم السلام) شاهد راهيابى عالمان يهودى و مسيحى تازهمسلمان به دربار حكومتهاى امَوى و خلفاى عبّاسى بودند و ارتباطات نهان سياست و تزوير را با علم و ديانت دروغين، تشخيص داده بودند و دست قدرت را در پشت صحنه جعل و حديثسازى، به آسانى مشاهده مىكردند. از اين رو، امامان (عليهم السلام) افزون بر حديثگويى، به بررسى و نقد حديث نيز روى آوردند. آنان، ياران خود را به فراگيرى احاديث موجود در جامعه اسلامى، ترغيب كردند و سپس، عرضه آنها را بر ايشان، از اين راويان خواستند و آنگاه به نقد اين احاديث پرداختند.
ايشان، در مراحل مختلف اين بررسى، معيارهايى براى نقد حديث، در اختيار راويان نهادند و از آن ميان، بر قرآن، سنّت و عقل، تأكيد ورزيدند. امامان، همچنين، برخى جاعلان را افشا كردند و شگردها و كارهايشان را آشكار نمودند. اين رويارويى همهجانبه و سازمان يافته امامان و عالمان گرداگردِ ايشان، چندان ادامه يافت كه در روزگار امامان متأخّر شيعه، بسيارى از احاديث ساختگى و جاعلان آنها، شناسايى و عالمان، از نقل و كتابت آنها پرهيز مىكردند. اين مبارزه مقدّس و عالمانه، پس از دوره حضور ائمه (عليهم السلام) استمرار يافت و دو حوزه علمى شيعه، يعنى بغداد و قم، به تدوين كتابهاى بزرگ حديثى و تأليف كتابهايى براى معرّفى كتابهاى موجود و نويسندگان آنها پرداختند. از اين رو، جز تعداد اندكى از احاديث ساختگى، به كتابهاى بزرگ حديثى شيعه، راه نيافت؛ امّا همين چند حديث ناشناخته و بر جاى مانده در برخى كتابها، عالمان را ناگزير مىكند تا همه احاديث
را بررسى كنند، و ما را نيز موظّف مىكند تا براى آگاهى از درستى هر حديث، به عالمان و يا آثار علمى ايشان، مراجعه كنيم.
آسيبشناسى نقد حديث
نگاه نقّادانه به حديث، موجب مىشود كه به دام خرافاتى كه بر آنها جامه حديث پوشاندهاند، نيفتيم و آنچه را جزو دين نيست، به پيشوايان دين، نسبت ندهيم و در پى بدعتها و افزودههاى مغرضان سودجو به دين نرويم. امّا اگر اين نگاه، از حدّ