آشنايى با حديث - استادان دانشكده علوم حديث - الصفحة ٢١٢ - راهكار دوم خوش بودن
با دوستان
راهكار اول: برابرى و برادرى
ما، همه دوست داريم ديگران به ما احترام بگذارند، عزّت و آبروى ما را حفظ كنند، عذر ما را بپذيرند و از خطاى ما چشم بپوشند و آن را براى كسى نگويند و رازهاى ما را فاش نكنند؛ آيا ديگران، اينها را از ما نمىخواهند؟ پس نخستين اصل در رفتار- كه مهمترين هم هست-، اين است: همانگونه با مردم رفتار كن، كه دوست دارى مردم با تو رفتاركنند.[٤٠٧]
بايد دوست را برادرى بدانيم كه فقط همزاد ما نيست،[٤٠٨] بلكه برتر از اين، او خود ماست و ما وظيفه داريم در رفتار با او، خودمان را به جاى او بگذاريم[٤٠٩]. كه اگر چنين كرديم، عدالت ورزيدهايم و لقب عادل، برازنده ماست.[٤١٠]
راهكار دوم: خوش ... بودن
اگر به گفتار و رفتار خود، عملًا پيشوند خوش را بيفزاييم، حتماً ارتباطهاى خوش و سرزندهاى خواهيم داشت.
در اولين لحظه ديدار و پيش از نزديك شدن دوست، بايد خوشرو باشيم. كليد گشودن دل دوست، خوشرويى و لبخند است. چهره شكفته، پيام محبّت است و فرستادن موج دوستى. لب گشودن، دل گشودن را به ارمغان مىآورد و خود، اولين كار نيك در نخستين ثانيههاى ارتباط است و در مقابل، ابروان گره خورده، بستن دريچه ارتباط.[٤١١]
كار زيباى ديگر، خوشگويى است، سخن گفتن بدون تحقير و مسخره كردن و سرزنش، سخن گفتن به قصد زدودن اندوه و از ميان بردن بيم و در آغاز، سلام دادن.
[٤٠٧]. ميزان الحكمة، ح ١٢٩٦٦.
[٤٠٨]. همان، ح ١٤٥.
[٤٠٩]. نهج البلاغة، نامه ٣١.
[٤١٠]. ميزان الحكمة، ح ١٢٠٠٤.
[٤١١]. الكافى، ج ٢، ص ١٨٨.