آشنايى با حديث - استادان دانشكده علوم حديث - الصفحة ٢٧٢ - تأثير معنايى
كمترين برخوردارى از مواهب دنيا، ميسّر مىشود. بنا بر اين، حاكمان جامعه دينى، همزمان با گسترش معنويت و اخلاق، بايد بكوشند تا مسلمانان، از حدّ اقل امكانات رفاهى در زندگى، برخوردار باشند تا بهانهاى براى سر باز زدن از عبادت خداوند و اخلاقگرايى باقى نماند.
٣. از قضا، سركنگَبين، صفرا فزود[٥٨٢]
اين مَثَل، در واقع، مصراع بيت مشهورى از مثنوى مولاناست كه مىگويد:
|
از قضا، سركنگبين،[٥٨٣] صفرا فزود |
روغن بادام، خشكى مىنمود[٥٨٤] |
|
يعنى گاهى شربت سركَنگَبين كه از آن براى درمان بيمارى صفرا استفاده مىشود، اين بيمارى را شدّت مىبخشد و روغن بادام كه براى درمان يبوست به كار مىرود، مزاج بيمار را خشكتر مىكند.
اين مَثَل را در جايى به كار مىبرند كه اثر كار يا برنامهاى، خلاف منظور، از آب در آيد و برگرفته از حديثى از امام على (ع) است كه در آن مىفرمايد:
رُبَّما كانَ الدَّواءُ داءً وَالدّاءُ دَواءً.[٥٨٥]
بسا درمانى كه درد و دردى كه درمان است.
اگر چه قرآن مجيد و روايات اسلامى، هماره مسلمانان را به استفاده از وسائل و اسباب امور، توصيه و تشويق و توصيه مىكنند؛ امّا گاهى اسباب مادّى، خلاف مقصود را نتيجه مىدهند؛ چرا كه ممكن است سبب ديگرى، مانع نتيجهبخشى اسبابى شود كه آنها را به كار گرفتهايم. بنا بر اين، در عين اعتماد به اسباب و وسائل، هيچگاه نبايد از عوامل و سببهاى ديگر، غافل شويم. به قول مولوى:
[٥٨٢]. همان، ص ١٤.
[٥٨٣]. سركنگبين، شربتى است كه از سركه و انگبين( عسل) مىساختند و براى درمان صفرا، از آن استفاده مىكردند.
[٥٨٤]. مثنوى، دفتر اول، بيت ٥٣.
[٥٨٥]. نهج البلاغة، نامه ٣١.