آشنايى با حديث - استادان دانشكده علوم حديث - الصفحة ٢٧٣ - تأثير معنايى
|
از سببسازىاش، من سودايىام |
وز سببسوزىاش، سوفِسطايىام[٥٨٦] |
|
٤. استخوان در گلو و خار در چشم داشتن[٥٨٧]
استخوان در گلو و خار در چشم داشتن، برگرفته از عبارتى از نهج البلاغة است كه امير مؤمنان (ع) در آن براى نشان دادن مظلوميت و تنهايى و سكوت اجبارى خود، آن را بيان فرموده است. امام (ع) اين سخن را براى بيان سختىهاى دوران بعد از ارتحال پيامبر (ص) بر زبان آورد:
فَصَبرتُ وَ فِى العَين قَذىً وَ فِى الحَلقِ شَجاً.[٥٨٨]
خار در چشم و استخوان در گلو، صبر كردم.
امروزه نيز بسيارى از مردم، براى نشان دادن وضعيت دشوارى كه در آن قرار گرفتهاند و امكان دفاع از خود را ندارند، همين جمله را تكرار مىكنند.
٥. اوّل سلام، بعداً كلام[٥٨٩]
از سرور شهيدان، امام حسين (ع) نقل شده كه پيش از سلام كردن، كلامى نگوييد.[٥٩٠] همچنين پيامبر اكرم فرموده است:
مَنْ بَدَأَ بِالكَلامِ قَبْلَ السَّلامِ فَلا تُجيبُوهُ.[٥٩١]
پاسخ كسى را كه پيش از سلام كردن، سخن مىگويد، ندهيد.
سلام، آيينى است كه نخستين لحظه ملاقات انسانها را با يكديگر، شيرين و سرشار از دوستى مىكند. كلامى كه با سلام آغاز گردد، از درشتى و تندى و دشمنى، در امان است.
[٥٨٦]. مثنوى، دفتر اول، بيت ٥٤٨: مصرع دوم در برخى نسخهها به گونه:« در خيالاتش چو سوفسِطايىام» آمده است.
[٥٨٧]. كتاب كوچه، ج ٢، ص ٤٥٧،( حرف الف).
[٥٨٨]. نهج البلاغة، خطبه ٣.
[٥٨٩]. دوازدههزار مثل فارسى، ص ١٦٥.
[٥٩٠]. السّلام قبل الكلام( تحف العقول، ص ٢٤٦).
[٥٩١]. الكافى، ج ٢، ص ٦٤٤، ح ٢.