آشنايى با حديث - استادان دانشكده علوم حديث - الصفحة ٢١٤ - راهكار سوم به ياد ديگران بودن
راهكار سوم: به ياد ديگران بودن
برخى به مجلس نيامده، از خود مىگويند و خويشتن را مطرح و شيرينكارىهاى خود را بازگو مىكنند و آنگاه هم كه اندك توجهى به ما مىكنند و مىخواهند ما صحبت كنيم، به ما مىگويند: بازىِ مرا ديدى؟!
اينان، نه ما را مىبينند و نه از ما سراغ مىگيرند و نه حضور و غيبت ما برايشان محسوس است، اما دوستان ديگرى هم، به گرمى از ما احوالپرسى مىكنند و از مشكلات ما صميمانه جويا مىشوند و از درس و مشق و خانه و كاشانه مىپرسند و هر كجا كه كمكى نياز باشد، دست مردانگى و جوانمردى پيش مىآورند و همچون انصار پيامبر در مدينه، ايثارگرانه، شام خود را براى ديگرى مىفرستند.[٤١٨] در مرور درسها و حل تمرينها، به ياريمان مىشتابند و جزوه روزهاى غيبت ما را در عيادتمان، هديه مىآورند. ما جزو كدامين دستهايم؟
گرهگشايى و حل مسائل مردم و البته از طريق حقّ و نه باطل، منحصر به كارهاى بزرگ نيست. امام سجّاد (ع) هرگاه در راه به سنگ و كلوخى برمىخورد، از مركب پايين مىآمد و آن را به كنارى مىنهاد و دوباره بر مركب مىنشست و مىرفت،[٤١٩] و ما نيز مىتوانيم كلاس و محلّه خود را تميز كنيم و كاغذهاى زمين ورزش را جمع كنيم. مهم، در انديشه ديگران بودن و به مردم انديشيدن است، امّا كار به حدّ توان و در مرز حقّ و راستى.
ما اگر هم نتوانيم، بايد نيازمند را به سوى كسى كه مىتواند، راهنمايى كنيم و بدانيم كه كمك، فقط كمك مالى نيست. آموختن يك نكته كوچك، ارائه راه حل يك مسئله رياضى و زيستشناسى و دادن نشانى بهترين كتابفروشى و معرفى يك كتاب خوب و سودمند، گاه از هزاران تومان صدقه، پر ارزشتر و براى روابط دوستى، تقويت كنندهتر است. فراخوانى به خوبىها و باز داشتن دوست از بدىها و هشدار دادن به چاهها و چالههاى راه، نيز كمتر از اينها نيست.[٤٢٠] شاد كردن دوست
[٤١٨]. الكافى، ج ٢، ص ١٧٥( باب تراحم و تعاطف).
[٤١٩]. بحار الأنوار، ج ٧٢، ص ٢٣.
[٤٢٠]. الكافى، ج ٢، ص ١٩٦( باب: السعى فى حاجة المؤمن).