آشنايى با حديث - استادان دانشكده علوم حديث - الصفحة ١٠٢ - ٢ واژه شناسى
دانش صرف براى يافتن معناى لغت بسيار ضرورى است زيرا بر پايه قواعد عربى، گاه تغييراتى در كلمه صورت مىپذيرد كه شناسايى ريشه اصلى كلمه را دشوار مىسازد. براى نمونه در حديثى از پيامبر (ص) مىخوانيم:
المؤمِنُ موهٍ راقع.[١٢١]
براى يافتن ريشه واژه «موه» احتمالات گوناگون وجود دارد: «م. و. ه»، «و. ه. ى»، «و. ه. و» امّا تنها، «و. ه. ى» به معناى پاره شدن و شكافتن درست است. و معناى حديث چنين مىشود: مؤمن پارهكننده دوزنده است و مراد آن است كه مؤمن با گناهانش دين خود را مىشكافد ولى با توبه بار ديگر آن را مىدوزد.
نمونه ديگر در حديثى از پيامبر (ص) مىخوانيم: «إذا بعت فكل»[١٢٢] براى درست خواندن و نيز درست فهميدن اين حديث، نيازمند دانش صرف هستيم. زيرا دو كلمه «بعت» و «فكل» بر پايه قواعد عربى تغيير يافتهاند. «بِعْتَ» فعل ماضى مخاطب و ريشه آن «ب. ى. ع» به معناى فروختن است و كلمه «فكل» از حرف «فاء» و فعل امر «كِل» پديد آمده است. فعل امر «كِل» از ريشه «ك. ى. ل» به معناى پيمانه كردن است در اين حديث نيازمند دانستن نحو نيز هستيم تا بدانيم آمدن «إذا» جمله را به زمان حال و آينده مىبرد و آن را شرطى مىكند. در نتيجه معناى حديث چنين است: اگر چيزى را مىخواهى بفروشى، آن را پيمانه [و معيّن] كن.
دانش صرف مقدمهاى براى يافتن معناى لغت است ولى اين دانش به تنهايى براى فهميدن معناى لغات به كار رفته در احاديث كافى نيست، زيرا احاديث، متون قديمى هستند و در گذر زمان معناى برخى از كلمات تغيير يافتهاند. از اين روى حديثپژوهان براى يافتن گوهر معنايى حديث، راههاى دشوار و نفسگير را مىپيمايند و پس از بازكاوى كتابهاى لغت كهن، با مراجعه به متون قديمى غيرحديثى و برخى سخنان تبيينكننده امامان و ديگر قرينهها، معناى درست واژه حديث را در مىيابند.
[١٢١]. المجازات النبوية، ص ١٧٢، ح ١٣٢.
[١٢٢]. صحيح البخارى، ج ٣، ص ٢١.