آشنايى با حديث - استادان دانشكده علوم حديث - الصفحة ٣٢ - دانش دينى، چگونه شكل مى گيرد؟
دانشهاى اسلامى، اساساً متنْمحور بوده، بدون گزارههاى دينى، وجود نخواهند داشت. امّا پرسش اساسى اين است كه: آيا ميان گزارههاى دينى و دانشهاى بشرى، مىتواند رابطهاى وجود داشته باشد؟ آيا متون دينى، در حوزه دانشهاى بشرى هم سخنى براى گفتن دارند؟ آيا متون دينى در دانشهاى بشرى تأثير دارند؟ و آيا دانشهاى بشرى نيز مىتوانند به نوعى در گزارههاى دينى، تأثيرگذار باشند؟ اينها نمونهاى از پرسشهايى است كه در اين زمينه، وجود دارد و در اين مجال، به طور خلاصه، به آنها پرداخته مىشود.
بر اساس يك ديدگاه، هيچ رابطهاى ميان اين دو، وجود ندارد و نمىتواند وجود داشته باشد؛ زيرا اوّلًا متون مقدّس در امورى غير از اخلاق و فقه و كلام، چيزى ارائه نكردهاند. ثانياً روش تحقيق اين دو نيز با هم متفاوت است. روش تحقيق در دانشهاى بشرى، روش «تجربى» است، در حالى كه تحقيق در متون مقدّس، روش كتابخانهاى و غير تجربى است. ثالثاً هيچيك از كتابهاى مقدّس، ساختار كتابهاى علمى- پژوهشى را ندارند.
براى پاسخ به پرسشهاى، نخستْ بايد چگونگى شكلگيرى دانشهاى اسلامى را مرور كنيم تا مشخّص شود كه آيا گزارههاى دينى، مىتواند در دانش بشرى نقش داشته باشد يا نه؟ به نظر مىرسد كه برخى از شبههها در اين باره، به ناآگاهى از چگونگى نقش گزارههاى دينى در توليد دانش بر مىگردد.
دانش دينى، چگونه شكل مىگيرد؟
پرسشى كه در اين جا مطرح مىشود، اين است كه: آيا آنچه دانش دينى شناخته مىشود، به شكل تدوين شده، نازل شده و تلاش بشرى هيچ نقشى در تدوين آن، نداشته است يا اين كه تدوين دانشهاى اسلامى و تبديل آموزههاى دينى به نظريههاى علمى، به وسيله دانشمندان، انجام شده است؟
واقعيت، اين است كه حتّى دانشهاى دينى، به شكل تدوين شده و ساختار يافته، نازل نشدهاند. البته گزارههاى دينى، از منطقى استوار و پشتوانههايى علمى برخوردارند؛ ولى به صورت يك علم نازل نشدهاند؛ بلكه علمىشدن آنها در نتيجه