آشنايى با حديث - استادان دانشكده علوم حديث - الصفحة ٢٥٦ - ٨ تأثير محتوايى
٨. تأثير محتوايى
بيشترين و رايجترين نوع تأثيرگذارى حديث بر ادب فارسى، محتوايى است. وام گرفتن معنايى از حديث، چنان حضور و وفورى در ادبّيات ما دارد كه مىتوان گفت: بخش عظيمى از معارف و مفاهيم ادبى ما، ريشه در متون روايى دارد. براى توضيح بيشتر، به چند مثال، بسنده مىكنيم:
يك. مولوى مىگويد:
|
آدمى، مخفى است در زيرِ زبان |
اين زبان، پردهست بر درگاه جان[٥٤٦] |
|
اين بيت، برگرفته از اين فرمايش از مولا على (ع) است كه:
المَرءُ مَخبوءٌ تَحتَ لِسانِهِ.
آدمى، در زير زبانش، پنهان است.
دو. امام حسين (ع)، بنابر حديث شريفى، در يكى از دعاهايش مى گويد: «خدايا! من، تو را از بيم دوزخ و به شوق بهشت، بندگى نكردم؛ بلكه تو را شايسته بندگى يافتم. پس تو را بندگى كردم».[٥٤٧]
مرحوم اخوان ثالث، شاعر معاصر، با توجّه به اين حديث، سروده است:
|
خدواندا! تو را هرچند، بىشك |
چو توفيقت كند يارى، پرستم |
|
|
ولى نز شوق جنّت، بيم دوزخ |
كه دانم هر دو را دارى پرستم |
|
|
تو را از بهر آن، كاندر دو عالم |
پرستش را سزاوارى پرستم[٥٤٨] |
|
سه. شيخ محمود شبسترى، صاحب منظومه گلشن راز، در يكى از ابيات پايانى اين گلشن حكيمانه و زيبا مىگويد:
|
نشان ناشناسى، ناسپاسى است |
شناسايى حق، در حقشناسى است[٥٤٩] |
|
[٥٤٦]. مثنوى، دفتر دوم، بيت ٢٩٣.
[٥٤٧]. بحار الانوار، ج ٤١، ص ١٤.
[٥٤٨]. تو را اى كهن بوم و بر دوست دارم، ص ٢١٨.
[٥٤٩]. گلشن راز، خاتمه.