آشنايى با حديث - استادان دانشكده علوم حديث - الصفحة ٢٧١ - تأثير معنايى
اين مَثَل را در جايى بهكار مىبرند كه شخصى در سن كهولت، همچنان به فكر گردآورى مال و منال باشد و كارى براى آخرت خود، انجام ندهد.
صائب تبريزى نيز با در نظر داشتن همين حديث شريف، حرص در سن پيرى را به خوابِ گران در وقت سحر، تشبيه كرده و گفته است:
|
آدمى پير كه شد، حرص، جوان مىگردد |
خواب، در وقت سحرگاه، گران مىگردد[٥٧٨] |
|
٢. آدم گرسنه، ايمان ندارد[٥٧٩]
در منابع حديثى، از پيامبر (ص) نقل كردهاند كه مىفرمود:
لَو لا الخُبزُ ما صُمْنا وَلا صَلَّينا.[٥٨٠]
اگر نان نبود، ما روزه نمىگرفتيم و نماز نمىگزارديم.
در حكايات، آمده است: مردى از شدّت گرسنگى، مُشرِف به مرگ بود كه شيطان، بر بالين او آمد و گفت: اگر ايمانت را به من بفروشى، به تو نان مىدهم. مرد گرسنه، پذيرفت و قرصى نان از شيطان گرفت و خورد؛ امّا آنگاه كه شيطان از او خواست كه ايمانش را بدهد، گفت: من در حال گرسنگى، ايمانى نداشتم كه به تو بفروشم! بايد اين را مىدانستى و نانت را در برابر هيچ، به من نمىفروختى![٥٨١]
يكى ديگر از مَثَلهايى كه همين معنا را تأييد مىكند و بسيار به كار مىرود، جملة «اوّل وجود، بعداً سجود» است. يعنى نخست، بايد وجود و توانى داشت تا بتوان با آن، خدا را عبادت كرد. ناگفته نماند كه برخى از نااهلان، از اين حقيقت، سوء استفاده كرده، مىگويند: «تا وقتى كه همه امكانات مادّى براى انسان فراهم نشده است، وظيفه ندارد كه خدا را عبادت كند يا به امور معنوى بپردازد!».
اين نظر نيز سخن ناروايى است؛ زيرا براى عبادت خدا، همين قدر كه توش و توانى در روح و جسم انسان، وجود داشته باشد، كافى است و اين مقدار نيرو، با
[٥٧٨]. ديوان صائب تبريزى، گزيده اشعار، تك بيتهاى برگزيده، تك بيت، ٦٢٠.
[٥٧٩]. امثال و حكم، ج ١، ص ٢٥.
[٥٨٠]. المحاسن، ج ٢، ص ٥٨٦.
[٥٨١]. امثال و حكم، ج ١، ص ٢٥.