آشنايى با حديث - استادان دانشكده علوم حديث - الصفحة ٣٥ - تعامل گزاره هاى دينى با دانش بشرى
محاسبات فنّى، ترسيم مىشوند. در ديگر رشتههاى دانش نيز همين ماجرا وجود دارد، و اين، بدان جهت است كه مشكل مردم، اين گونه برطرف مىشود و آنان، چنين انتظارى از متخصّصان دارند.
با توجّه به آنچه گفته شد، اكنون بهتر مىتوان فضاى حاكم بر ادبيات دين را درك كرد. گزارههاى دينى، ادبياتى عمومى دارند. اين، بدان جهت است كه مردم براى هدايت خود، نياز به اين گونه آموزهها و دستور العملهاى ساده، امّا دقيق و راهگشا دارند. ادبيات عمومى براى هدايت و راهنمايى همه افراد (دانشمند و بىسواد)، مفيد است، در صورتى كه اگر گزارههاى دينى با ادبياتى علمى و فنّى بيان مىشد، فقط متخّصصان آن فن مىتوانستند از آن، استفاده نمايند. پس بر اساس هدف و مخاطبى كه دين دارد، بايد از همين ادبيات، استفاده نمايد؛ امّا داشتن ادبيات عمومى، به معناى ضدّ علم بودن نيست و همين ادبيات عمومى هم مطابق با قوانين است.
با اين وصف، رسالت متخصّصان علوم دينى، آن است كه با مطالعه گزارههاى دينى، قوانين و قواعد آنها را كشف كرده، به تبيين و طبقهبندى آنها بپردازند؛ كارى كه در علومى همانند فقه و كلام، صورت گرفته و يا در حال اجراست.
يك فقيه (دينشناس)، با مطالعه گزارههاى فقهى دين- كه غالباً براى مخاطبان عام، بيان شده-، قوانين و قواعد فقهى شريعت را كشف و نظريهپردازى مىكند و بر ساس آن، به طرّاحى و نظاممندسازى فقه مىپردازد. يك متكلّم نيز با مطالعه گزارههاى اعتقادى دين، به كشف اصول و قواعد اعتقادى مىپردازد و با طبقهبندى آنها، نظام اعتقادات اسلامى را پىريزى مىكند. اين كار، توان پاسخگويى به مسائل روز و مباحث جديد را به فقيه و متكلّم مىدهد.
در ديگر حوزههاى علوم انسانى و طبيعى نيز همين اتّفاق، مىتواند بيفتد. متخصّصان شاخههاى مختلف دانش، همانند اقتصاد، مديريت، جنگ، روانشناسى، جامعهشناسى، پزشكى، مىتوانند با مطالعه روشمندانه و عميق در گزارههاى اقتصادى، مديريتى، نظامى، روانشناختى، جامعهشناختى و پزشكى، قوانين و اصول مختلف حاكم بر هر موضوع را كشف كنند. با اين كار، مىتوانيم شاهد نظريههاى