آشنايى با حديث - استادان دانشكده علوم حديث - الصفحة ٣٣ - تعامل گزاره هاى دينى با دانش بشرى
تلاش انديشمندان و پژوهشگران حوزه دين بوده است. اساساً بناى دين، بر اين نيست كه همه چيز را آماده كرده، به بشر، ارائه دهد. اگر چنين مىبود، از سويى، راه تلاشها و فعّاليتهاى علمى بشر، بسته مىشد و رَخوت و سستى، بر جامعه علمى حاكم مىشد و از سوى ديگر، پويايى و قدرت بهروز شدن دين، از بين مىرفت. همچنين، واگذار كردن همه كارها به بشر نيز منطقى نيست؛ زيرا بسيارى از مسائل را نمىتوان با تلاش علمى به دست آورد. بنا بر اين، تدبير برتر، آن است كه خطوط كلّى، به وسيله دين، بيان گردد و راه درست، نشان داده شود و بقيه امور، به تلاش علمى و پژوهشى بشر، واگذار گردد. اين، روشى است كه اولياى دين برگزيدهاند. امام رضا (ع) در اين باره مىفرمايد:
عَلَينا إلقاءُ الاصولِ إلَيكُم وعَلَيكُم التَّفَرُّع.[١٧]
بيان كردن اصول، بر ماست و [بيان كردن] فرعيات [مسائل]، بر شماست.
از آنچه گفتيم، روشن مىگردد كه حتّى دانشهاى دينى نيز بدون تلاش علمى دانشمندان، شكل نمىگيرد و اين گونه نيست كه تدوين علمى اين قبيل دانشها نيز توسّط خودِ دين، انجام شده باشد؛ بلكه دين، اصول را ارائه مىكند و سپس، تلاش علمى پژوهشگران، آن را توسعه داده، فروع مورد نياز را استخراج مىكند و ساختار علمى آن را شكل مىدهد.
تعامل گزارههاى دينى با دانش بشرى
با توضيحاتى كه داده شد روشن مىشود كه اگر بنا باشد گزارههاى دينى در علوم بشرى نيز نقش داشته باشند، نقش آنها به شكلى خواهد بود كه در دانشهاى دينى بود؛ يعنى ارائه اصول، از سوى دين و تلاش علمى، به وسيله بشر. بنا بر اين، اگر
گفته شود كه گزارههاى دينى، در دانشهاى بشرى نيز مطالبى براى ارائه كردن دارند، نبايد انتظار داشت كه براى مثال، فلان دانش، از آغاز تا پايان، به صورت تدوين شده و طبقهبندى شده، توسّط دين عرضه شده باشد؛ بلكه ممكن است در فلان
[١٧]. مستطرفات السرائر، ص ٥٧٥.