علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٧٧ - روایات تفضیل در اصول الکافی، هم ساز یا ناسازگار
بِها...»[١] استناد جستهاند.[٢] بدین جهت که تطهیر، ضد تنجیس است و مقصود، تطهیر از آلودگیهایی چون مال دوستی، بخل و خود خواهی است. وقتی تزکیه به مال تعلق میگیرد وسیله افزایش حسنات و رفعت درجات است.[٣] بدین ترتیب امام٧ با گرفتن صله از شیعیان موجب تطهیر و رشد و تعالی آنان میشود. و یکی از علل اهمیت ورود شیعیان به عرصه صله دادن به امام٧، ضرورت یاری رساندن به امام٧ در عصر حاکمیت دولتهای غاصب است.
اما هر چه باشد، روایت سوم، ناظر به مبانی نظری و عملی توحید بوده و به منزله دو شعار و دو ذکر، از میان دیگر اذکار، «بهترین» تلقی میشود که البته به طور غیر مستقیم با پیامهای اعتقادی مربوط بوده و آن را منتقل میسازد. واضح است که منظور از تهلیل، ذکر شریف «لا اله الا الله» و مراد از تکبیر نیز ذکر« الله اکبر» است. در باره فضیلت و برتری ذکر «لا اله الا الله» پیش از این بحث شد؛ اما به اختصار میتوان گفت محبوبیت و برتری تهلیل به خاطر دلالت آن بر مرتبه توحید کامل و افضلیت تکبیر به خاطر دلالت آن بر اتصاف به تمام صفات کمالیه و تنزیه از تمام نقایص است.[٤] نگاه به روایاتی که در باب تکبیر ذکر شدهاند این افضلیت را تکمیل خواهد کرد.[٥]
بر این اساس، این دو حدیث ناسازگار نخواهند بود؛ زیرا روایت اول به جنبه اجتماعی و روایت سوم به جنبه فردی نظر افکنده است و تعدد و تفاوت موضوع، مشکل را چاره میکند.
روایات اعظم الناس
١. «خَطَبَ النَّاسَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ ٨ فَقَالَ: أَیُّهَا النَّاسُ! أَنَا أُخْبِرُكُمْ عَنْ أَخٍ لِی كَانَ مِنْ أَعْظَمِ النَّاسِ فِی عَیْنِی، وَ كَانَ رَأْسُ مَا عَظُمَ بِهِ فِی عَیْنِی صِغَرَ الدُّنْیَا فِی عَیْنِهِ كَانَ خَارِجاً مِنْ سُلْطَانِ بَطْنِهِ، فَلَا یَشْتَهِی مَا لَا یَجِدُ، وَ لَا یُكْثِرُ إِذَا وَجَدَ كَانَ خَارِجاً مِنْ سُلْطَانِ فَرْجِهِ، فَلَا یَسْتَخِفُّ لَهُ عَقْلَهُ وَ لَا رَأْیَهُ كَانَ خَارِجاً مِنْ سُلْطَانِ الْجَهَالَةِ، فَلَا یَمُدُّ یَدَهُ إِلَّا عَلَی ثِقَةٍ لِمَنْفَعَةٍ
[١]. همان،ج٢،ص٨٢،ح٣.
[٢]. همان،ج٢،ص٥٠٦،ح٢.
[٣]. همان،ج١،ص٥٣٨،ح١ ونیزح٧: «مُحَمَّدُبْنُیَحْیَی،عَنْأَحْمَدَبْنِمُحَمَّدٍ،عَنِابْنِفَضَّالٍ،عَنِابْنِبُكَیْرٍقَالَ،سَمِعْتُأَبَاعَبْدِاللهِ٧ یَقُولُ: إِنِّیلآَخُذُمِنْأَحَدِكُمُالدِّرْهَمَوَإِنِّیلَمِنْأَكْثَرِأَهْلِالْمَدِینَةِمَالًامَاأُرِیدُبِذَلِکَإِلَّاأَنْتُطَهَّرُوا». گویادراینجامرادازکفر،معنایمصطلحآننیستوشایدمراد،کفربهمقامومرتبهامامتباشد: ترجمه و شرح اصول الکافی،ج٣،ص٨٤٢.
[٤]. الکافی،ج٨،ص٣٠٢: «مُحَمَّدُبْنُأَحْمَدَ،عَنْعَبْدِاللهِبْنِالصَّلْتِ،عَنْیُونُسَوَعَنْعَبْدِالْعَزِیزِبْنِالْمُهْتَدِی،عَنْرَجُلٍ،عَنْأَبِیالْحَسَنِالْمَاضِی٧ فِیقَوْلِهِتَعَالَی: "مَنْذَاالَّذِییُقْرِضُاللهَقَرْضاًحَسَناًفَیُضاعِفَهُلَهُوَلَهُأَجْرٌكَرِیمٌ"،قَالَ: صِلَةُالْإِمَامِفِیدَوْلَةِالْفَسَقَة».
[٥]. سورهتوبه،آیه١٠٣: ازداراییهایشانصدقهبستانتاآنانراپاکومنزهسازی.