علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٤٩ - نقد و باز خوانی نظریه پالایش منابع حدیثی معتبر از روایات تقیهای
جمع آوری میکردند و از قرن چهارم قمری به بعد، احادیث همین کتب، توسط اندیشمندان بزرگ شیعی به کتب اربعه و غیر آن منتقل گردید. جالب این که روایات تقیهای در این کتب بسیار یافت میشود.
اگر نگاهی گذرا به کتب معتبر روایی شیعه، به خصوص تهذیب الاحکام[١] و الاستبصار[٢] بشود، احادیث تقیهای در آنها بسیار است. با توجه به این موارد میتوان چنین گفت که این کتب از اخبار تقیهای پالایش نشدهاند.
و اما ادعای سوم ایشان، مبنی بر این که اگر معدود روایات تقیهای در کتب آمده، دلیل خاصی داشته و دارای شواهد آشکار است، نیز قابل تأمل است. نگاهی کوتاه به کتبی چون تهذیب الاحکام، الاستبصار و وسائل الشیعه و روایاتی که در آنها چارهای دیگر جز حمل بر تقیه وجود ندارد، ما را به این امر میرساند که این روایات، شاهدی بر حمل بر تقیه ندارند. واقعیت این است که وجود این دسته روایات، در کتب احادیث به خاطر عدم شناخته شدن وجه صدور آنها بوده است.
همچنین، این نظریه در دوران معاصر مورد توجه یکی از فقها[٣] قرار گرفته است و به تفصیل آن را مطرح و تأیید نمودهاند. به خاطر اهمیت این بحث و مطالب ذکر شده توسط ایشان، نظریات ایشان را به تفصیل آورده و به مباحثی در ذیل آن اشاره میکنیم. ایشان چنین میفرماید:
از آن جا که روایاتی که به عنوان تقیه صادر شده، بدون تردید در بین اخبار بودهاند، بنا بر این _ ظاهراً _ مراد مرحوم شیخ مفید و محقق حلی این است که چون روایاتی که از باب تقیه صادر شدهاند، نزد اصحاب و محدثان بزرگوار واضح و روشن بوده، آنها را در کتب
[١]. معارج الاصول،ص١٥٦ کهعبارتایشانچنیناست:«المسألةالتاسعة: قالالشیخره: [إذاتساوت] الروایتانفیالعدالةوالعددعملبأبعدهمامنقولالعامة،والظاهر [أن] احتجاجهفیذلکبروایةرویتعنالصادق٧ وهواثباتلمسألة (علمیة) بخبرواحد،ومایخفیعلیکمافیه،معانهقدطعنفیهفضلاءمنالشیعةكالمفید،
وغیره».
[٢]. معالم الدین و ملاذ المجتهدین،ص٢٥٥: «وهوضعیف: أماأولاًفلانردالاستدلالبالخبر،بأنهإثباتلمسألةعلمیةبخبرالواحد،لیسبجید،إذلامانعمنإثباتمسألةبالخبرالمعتبرمنالآحاد. ونحننطالبهبدلیلمنعه. نعمهذاالخبرالذیأشارإلیهلمیثبتصحتهفلاینهضحجة. وأماثانیاً،فلانالافتاءبمایحتملالتأویلوإنكانمحتملاًإلاأناحتمالالتقیةعلیماهوالمعلوممنأحوالالائمة:،أقربوأظهر،وذلکكاففیالترجیحفكلامالشیخعندیهوالحق».
[٣]. جواهر الکلام،ج٩،ص٣٦٢: «ومنالعجیبقولهفیالمقامبطرحنصوصالجوازمععملمشهورالمتأخرینبهابمجرداحتمالأنهاللتقیةالتیلمتكنلتخفیعلیخواصالاصحابوالبطانة،بلكانوایعرفونذلکبمجردسماعهممنبعضالرواة،ویقولونقدأعطاهمنجرابالنورة،كماأنالظاهرتصفیةهذهالاصولمنمثلهذهالاخباروغیرها،وأنهمبذلواالجهدمعقربعهدهموشدةمعرفتهمفیتعرفذلکوطرحماكانمنهذاالقبیل،نعمربماأبقوافیهاماهوواضحأنهانماوردموردالتقیة،وأنفیهانفسهامایدلعلیذلك».