علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٢٢ - بررسی مقایسهای متن عهدنامه مالک اشتر در نهجالبلاغه، تحفالعقول و نهایةالإرب
خارج نیست:
الف. تقطیع در نهجالبلاغه اتفاق افتاده است و نهایةالإرب از نهجالبلاغه اخذ کرده و خود تقطیعی صورت نداده است؛ این احتمال با توجه به مجموع تفاوتها و اضافات این دو متن نسبت به یکدیگر میتواند تضعیف شود.
ب. تقطیع در نگارش منبعی اتفاق افتاده باشد که نهجالبلاغه و نهایةالإرب از آن اخذ شدهاند و این دو بدون تقطیع همان را نقل کرده باشند، که البته آن منبع به دست ما نرسیده است.
پس گام نخست که احتمال تقطیع است در هر دو حالت، به روشنی وجود دارد.
حال باید این متن را با متن کاملتر، (یعنی متن تحفالعقول با فزونی بیش از هزار کلمه نسبت به نهجالبلاغه)، مقایسه نمود تا دو نکته اصلی از آن به دست آید: اول، شناخت نقاطی که وقوع تقطیع در آن محتمل است؛ دوم، تفکیک تقطیعهای درست و نادرست از یکدیگر و اشاره به تغییرات معنایی صورت گرفته در تقطیعهای نادرست.
اگر متن عهدنامه با چنین هدفی ملاحظه و واکاوی شود به نتایج قابل توجهی دست مییابیم که اشاره به آنها ضروری است.
الف. در بیش از هفتاد نقطه میتوان وقوع تقطیع را به شکل احتمالی قابل قبول _ و در مواردی به شکل احتمالی قوی و قریب به یقین _ مطرح و از آن دفاع نمود.
ب. در نگاهی کلی و ناظر به محتوای موارد احتمالی تقطیع، میتوان تقسیمی سهگانه از آن ارائه نمود:
یکم. مواردی که جملات حذف شده، از جهت محتوا جملاتی با درجه اهمیت متوسط محسوب شوند؛
دوم. مواردی که از اهمیت بالایی برخوردارند ولی حذفشان تغییر معنایی در متن ایجاد نکرده است؛
سوم. مواردی مهم که حذف به تغییر معنایی منجر شده است.
ج. گونه اول، همانطور که گذشت، جملات متوسطیاند که حذف شدهاند. این تقطیعها به نظر تقطیعی درست به نظر میرسد، مخلّ به معنا نبوده و با غرض خاص تقطیع کننده صورت گرفته است. بیش از یک سوم موارد هفتادگانه در این گروه قرار میگیرند. از آن جا که اشاره به همه این موارد از حوصله این مقال خارج است پس به چند نمونه اکتفا میکنیم: