علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٧٣ - روایات تفضیل در اصول الکافی، هم ساز یا ناسازگار
این رفتار، با شاد کردن خدا و رسول او برابر شده است.[١] همین مطلب دال بر اهمیت موضوع است؛ چنان که متون دینی بر انجام این عمل بسیار تأکید نموده و به منظور تشویق افراد جامعه برای انجام آن، انواع پاداشها را مطرح ساخنه است.[٢]
علاوه بر این، ضرورت ایجاد سرور در قلب مؤمن را میتوان در کارکردهای اجتماعی، روانی، اقتصادی و فرهنگی آن در جامعه مشاهده نمود. همه این احادیث در کنار یکدیگر، معرّف یک «مکتب اجتماعی» به معنای «یک سیستم واحد فکری اجتماعی عملی»[٣] است. در حقیقت، عرضه این روایات، بازتابی از اوضاع اجتماعی عصر امامان: است که در اثر کنشها و بده بستانهای اجتماعی، متناسب با شرایط همان عصر صدور یافتهاند. این بدان معنا نیست که مواردی از این دست در عصر غیبت کارآمدی خود را از دست داده باشند؛ چرا که رهنمود اهل بیت: اگر ناظر به رهنمودها و بیان حکم ثابت شرعی باشد، میتوان از آن به عنوان قانون عام اجتماعی بهره برد؛ حتی اگر ناظر به حکم حکومتی هم باشد، در صورت تکرار شرایط صدور، قابل بهرهگیری است.[٤]
اما بررسی اختلاف میان دو حدیثی که یکی «دعا» و دیگری «تحمید خداوند» را محبوبترین عمل، میشمرد، به این سبب که هر دو در زمره اعمال عبادی قرار دارند و نیز به دلیل وحدت موضوع، ضروری است.
اهل بیت: در مواردی حمد و ثنای الهی را به عنوان دعای جامع به یاران خود آموزش دادهاند[٥] و در تبیین ضرورت آن گفتهاند:
تحمید الهی علت تکمیل دعاست؛ به طوری که بدون آن، دعا ناقص میماند.[٦]
[١]. شرح الکافی،ج٨،ص٢٦٠.
[٢]. الکافی،ج٢،ص١٦٤،ح٦: «عَلِیُّبْنُإِبْرَاهِیمَ،عَنْأَبِیهِ،عَنِالنَّوْفَلِیِّ،عَنِالسَّكُونِیِّ،عَنْأَبِیعَبْدِاللهِ٧ قَالَ،قَالَرَسُولُاللهِ٦: الْخَلْقُعِیَالُاللهِفَأَحَبُّالْخَلْقِإِلَیاللهِمَنْنَفَعَعِیَالَاللهِوَأَدْخَلَعَلَیأَهْلِبَیْتٍسُرُوراً» وح٧: «عِدَّةٌمِنْأَصْحَابِنَا،عَنْأَحْمَدَبْنِمُحَمَّدِبْنِخَالِدٍ،عَنْعَلِیِّبْنِالْحَكَمِ،عَنْسَیْفِبْنِعَمِیرَةَ،قَالَحَدَّثَنِیمَنْسَمِعَأَبَاعَبْدِاللهِ٧ یَقُولُ: سُئِلَرَسُولُاللهِ٦: مَنْأَحَبُّالنَّاسِإِلَیاللهِ؟قَالَ: أَنْفَعُالنَّاسِلِلنَّاسِ» وص١٩٩: «عَلِیُّبْنُإِبْرَاهِیمَ،عَنْأَبِیهِ،عَنِالْحَسَنِبْنِعَلِیٍّ،عَنْأَبِیجَمِیلَةَ،عَنِابْنِسِنَانٍقَالَ،قَالَأَبُوعَبْدِاللهِ٧: قَالَاللهُ _ عَزَّوَجَلَّ _: الْخَلْقُعِیَالِیفَأَحَبُّهُمْإِلَیَّأَلْطَفُهُمْبِهِمْوَأَسْعَاهُمْفِیحَوَائِجِهِمْ».
[٣]. اعلام الدین،ص٢٥٤.
[٤]. بحار الانوار،ج٧١،ص٣١٣.
[٥]. الكافی،ج٢،ص١٨٨،ح١، ٦، ٩، ١٤و ١٥: «عِدَّةٌمِنْأَصْحَابِنَا،عَنْسَهْلِبْنِزِیَادٍوَمُحَمَّدُبْنُیَحْیَی،عَنْأَحْمَدَبْنِمُحَمَّدِبْنِعِیسَیجَمِیعاً،عَنِالْحَسَنِبْنِمَحْبُوبٍ،عَنْأَبِیحَمْزَةَالثُّمَالِیِّقَالَسَمِعْتُأَبَاجَعْفَرٍ٧ یَقُولُ: قَالَرَسُولُاللهِ٦: مَنْسَرَّمُؤْمِناًفَقَدْسَرَّنِیوَمَنْسَرَّنِیفَقَدْسَرَّاللهَ».
[٦]. همان،ص١٨٩،ح٥: «عَلِیُّبْنُإِبْرَاهِیمَ،عَنْأَبِیهِ،عَنِابْنِمَحْبُوبٍ،عَنْعَبْدِاللهِبْنِسِنَانٍ،عَنْأَبِیعَبْدِاللهِ٧ قَالَ،قَالَ: أَوْحَیاللهُ _ عَزَّوَجَلَّ _ إِلَیدَاوُدَ٧: إِنَّالْعَبْدَمِنْعِبَادِیلَیَأْتِینِیبِالْحَسَنَةِ،فَأُبِیحُهُجَنَّتِی،فَقَالَدَاوُدُ: یَارَبِّ! وَمَاتِلْکَالْحَسَنَةُ؟قَالَ: یُدْخِلُعَلَیعَبْدِیَالْمُؤْمِنِسُرُوراًوَلَوْبِتَمْرَةٍ. قَالَدَاوُدُ: یَارَبِّ! حَقٌّلِمَنْعَرَفَکَأَنْلَایَقْطَعَرَجَاءَهُمِنْكَ» وص١٩٠،ح٨، ١٠، ١٢و١٣. (دراینزمینهر.ک: همان،ج٢،ص١٨٨-٢٠٧؛بحار الانوار،ج٧١،ص٢٣٢-٣٧٧؛ثواب الاعمال،ص١٣٤-١٤٥،١٥٠و٢٠٠؛المؤمن،ص٥١-٥٣).